تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
اين رشته قضا نه آن‌چنان بافت « 1 » * كورا سررشته‌اى توان يافت سررشتهء قدرت خدايى * هركس نكند گره‌گشايى
مدار گردش روزگار بوقلمون به اعتقاد اهل هند « 2 » بر چهار دور است : يكى ست‌جوگ « 3 » ، دوم جوگ « 4 » ، سوم دواپرجوگ « 5 » ، چهارم كلجوگ « 6 » . هرگاه دور كلجوگ تمام شود باز از سر نو دور ست‌جوگ درآيد و منتهى به كلجوگ گردد و على هذا القياس ، هميشه احوال جهان بر اين منوال بوده ، از ابتدا و انتها نشانى پيدا نيست . و در يكى از كتب معتبره به نظر آمده كه شخصى از صاحب سلونى مادون العرش « 7 » و فوق العرش پرسيد كه يا امير المؤمنين ، پيش از آدم به سى هزار سال كه بوده است ؟ آن حضرت جواب داده كه آدم . و چون اين معنى سى مرتبه تكرار يافت آن شخص ساكت شده سر در پيش افكند . شاه ولايت‌پناه بر زبان مبارك آورد كه [ 7 ] اگر سى هزاربار مىپرسيدى كه پيش از آدم كه بود مىگفتم آدم . از اينجا نيز كهنگى عالم استنباط مىتوان نمود . و اقوال هنديان را محض ترّهات نمىتوان دانست . و از گفتهء بعضى از براهمهء سلف مستفاد مىگردد كه عالم منتهى مىشود « 8 » و روز حشرونشر حقّ است و مدقّقين و محقّقين ايشان اين سخنان را تأويل مىكنند . به همه حال ، مدّت ست‌جوگ هفده لك و بيست « 9 » هزارسال متعارف است و در اين دور اوضاع جهانيان بر صلاح و سداد است و وضيع و شريف و غنى و فقير از مسالك راستى و درستى و مرضيّات الهى تجاوز نمىنمايند و عمر طبيعى ايشان در اين عهد يك لك سال عرفى است . سبحان اللّه العلىّ العظيم « 10 » اين چه سخن است و چه عمر است .
هامش
( 1 ) . پت . س : تافت . ( 2 ) . پت . س : به اعتقاد ناقص هنود . ( 3 ) . جوگ يعنى زمانه ، عصر ، دوره ، يك دور نجومى. Satyug - Satjug( 4 ) .Tretajug - Tretayug( 5 ) .Duwaparyug - Duwaparjug( 6 ) .Kalyug - Kaljug( 7 ) . پ . ش . س : عمادون العرش . ( 8 ) . پ : نمىشود . ( 9 ) . پت . س : بيست و هشت . ( 10 ) . ترجمه : خداوند پاك و منزه و بلندمرتبه است .