تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
مجلس همايون راه يافت و التفات دربارهء او به حدّى رسيد كه اگر به حشمى يا حشرى مىرسيدند كه نسبت خود به شيخا مىكردند هيچ‌يك از افراد عساكر را زهرهء آن نبود كه متعرّض شود و چون شيخا رخصت حاصل كرده به جاى خود رفت ، فرصت ديده حصار لاهور را متصرّف شد و بىهيچ واسطه تغيير در اخلاص راه داده با هندوشاه خازن « 1 » ، كه در سلك اجداد مسوّد اين اوراق انتظام دارد ، و مولانا عبد اللّه صدر وقتى كه از ماوراء النّهر مىآمدند سلوك غيرمرضى نمود و در اين وقت [ كه صاحبقران ] « 2 » به نواحى پنجاب رسيد ، نيز سر از اطاعت پيچيده به ملازمت نيامد . بنابراين ، شاهزاده‌ها و امرا به موجب فرمان لاهور را مسخّر ساخته شيخاكهكر را به دست آوردند . صاحبقران او را گردن زده حكومت ملتان و ديپالپور و لاهور به خضر خان تفويض فرمود و ، از راه كابل ، عزيمت سمرقند فرموده به تعجيل روان شد . و دهلى و سيرى تا دو ماه خراب بودند قحط و و با نيز در آن نواحى در آن سال پديد آمد « 3 » و نصرت شاه ، كه از ترس اقبال خان در ميان‌دوآب بود ، با لشكر « 4 » خود به ميرت رفت و عادل خان با چهار فيل و جمعيّت خود به او همراه شد و نصرت شاه ، چون از جانب عادل خان مطمئن الخاطر نبود ، او را گرفته اسبابش را متصرّف شد و با دوهزار سوار به فيروزآباد آمده دهلى خراب را به قبض درآورد و شهاب خان با ده زنجير فيل و سپاه خويش و ملك الماس [ 270 ] با مردم خود از ميوات به دو پيوستند . و نصرت شاه ، شهاب خان را براى قلع‌وقمع اقبال خان « 5 » جانب برن فرستاد . و در اثناى راه هندوان به اغواى اقبال خان بر او شبيخون آورده او را « 6 » بكشتند و اقبال خان خبردار شده ايلغار كرده ، اسباب و فيلان شهاب خان را به دست
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 288 . ن . 1 / 159 : شيخاكهكر با هندو شاه خازن . ( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 3 ) . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 167 : بعضى مردم در و با و بعضى به عذاب گرسنگى هلاك شدند تا مدّت دو ماه دهلى خراب و ابتر بود . ( 4 ) . ش : جمعيت . ( 5 ) . م ، 1 / 288 . ن ، 1 / 159 : ملو اقبال خان . در صفحات بعدى نيز چنين است . ( 6 ) . ش . پت : « او را » ندارد .