آورده ، چون بار ديگر قوى شده به جانب دهلى لشكر كشيد و نصرت شاه طاقت نياورده به ميوات گريخت و از سر نو اقبال خان حاكم دهلى خراب گشته در حصار سيرى سكونت گرفت . و جمعى از مردم دهلى كه از شمشير عساكر قاهرهء صاحبقران خلاص شده به اطراف و جوانب رفته بودند ، به وطن مراجعت كرده حصار سيرى روى به آبادانى نهاد و دهلى نو آبادانتر گشت و دهلى كهنه از آن تاريخ تا حال همچنان خراب ماند .
و ولايت مياندوآب به تصرّف اقبال خان درآمده ممالك دوردست را هركس كه هرجا بود صاحبى كرد و در قبض ايشان ماند ، چنان كه گجرات را خان اعظم ظفر خان متصرّف شد و مندو « 1 » را دلاور خان و قنّوج و اوده و كرّه و جونپور را سلطان الشرق خواجهء جهان ، و لاهور و ديپالپور و ملتان را به حكم صاحبقران به خضر خان و سمانه را على خان « 2 » و بيانه را شمس خان اوحدى و كالپى و مهوبه را محمود خان « 3 » بن ملكزاده فيروز قابض گشتند . و بر يكديگر اعتماد ناكرده در جاى خويش دم از استقلال زدند و اكثر به حكم پادشاه ازل و ابد به دولت و سلطنت رسيدند و شرح آن عنقريب رقم زد كلك تحقيق خواهد گشت .
و در ماه جمادى الاوّل « 4 » سنهء ثلث و ثمانمائه [ 803 / دسامبر 1400 - ژانويهء 1401 م ] اقبال خان از دار الخلافهء دهلى به بيانه لشكر كشيد و با شمس خان « 5 » جنگ كرد و او را بكشت و دو فيل و بسيارى از اسباب شوكت او بگرفت و از آنجا جانب كتهير « 6 » رفت و از نرسنگه مال و پيشكش فراوان گرفته به دهلى مراجعت نمود .
و خواجهء جهان در اين سال در جونپور فوت شد و ملك و اصل « 7 » ، پسر خواندهء او ، خود را سلطان مبارك شاه ناميده تمامى مملكت را به تصرّف آورد . اقبال خان در ماه
هامش
( 1 ) . پت و متن انگليسى ، 1 / 288 :Malma.
( 2 ) . پت . س . م ، 1 / 289 . ن ، 1 / 159 : غالب خان .
( 3 ) . پت ، همانجا . ن ، همانجا : محمد خان .
( 4 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 169 : در ماه ربيع الاول .
( 5 ) . پت : شمس الدّين خان .
( 6 ) . م ، 1 / 289 : كهتير . ن ، 1 / 159 : كهنير . متن انگليسى ، همانجا :Kutehr.
( 7 ) . ش : قرنفل . پت . م ، همانجا . ن ، همانجا : و اصل .