جمادى الاوّل سنهء ثلث و ثمانمائه [ 803 / دسامبر 1400 - ژانويهء 1401 م ] بر سر مبارك شاه رفت و شمس خان حاكم بيانه و مبارك خان و بهادر ناهر همراهى او نمودند و چون به قصبهء پتيالى « 1 » ، به كنار آب گنگ رسيد ، راى سمير « 2 » 281 و ساير زمينداران آن نواحى به مقابله آمده و بعد از مقابله هزيمت خورده به اتاوه رفتند « 3 » و از آنجا به قنّوج رفته خواست به لكهنوتى و جونپور درآيد ، سلطان مبارك شاه از آن طرف با لشكر مستعد به جنگ بيامد ، چون ميان هر دو لشكر آب گنگ حايل بود هيچكس را مجال عبور نشد . بعد از دو ماه كه در مقابل يكديگر نشسته بودند خيمهها كنده هريك به طرف ولايت خود برگشتند . اقبال خان ، در اثناى راه ، شمس خان و مبارك خان را به سبب بدگمانى بكشت .
و در سنهء اربع و ثمانمائه [ 804 / 1401 م ] سلطان محمود شاه كه از بدسلوكى ظفر خان [ رنجيده ] « 4 » از گجرات به مالوه رفته ، در آنجا مىبود در اين وقت ، حسب الالتماس اقبال خان ، به دهلى آمد و از پادشاهى به نان و جامهاى قناعت نمود و در امور سلطنت از ترس اقبال خان دخل ننموده صورت ديوار گشت . در اين سال چون مبارك شاه در جونپور وفات يافت ، اقبال خان ، سلطان محمود شاه را همراه گرفته باز به جانب قنّوج لشكر برد . سلطان ابراهيم [ 271 ] برادر مبارك شاه ، كه بر تخت جونپور جلوس نموده بود ، با لشكر شرق در كمال شوكت و ابّهت استقبال كرد و نگذاشت كه لشكر دهلى آسيبى به مملكت او رساند . و سلطان محمود شاه به خيال خام كه سلطان ابراهيم كه خانهزاد اوست او را به پادشاهى قبول كرده ، خود در سلك خدمتگاران خواهد شد ، شبى به بهانهء شكار سوار شد و پيش سلطان ابراهيم رفت . سلطان ابراهيم چون از آن اراده خبر نداشت سبب تشريف حضور استفسار نمود چون مقصود معلوم شد سلطان ابراهيم ابا و امتناع نموده به واسطهء
هامش
( 1 ) . پت : ملتالى .
( 2 ) . پت : سينرو ، طبقات اكبرى ، 1 / 257 : سر ، ص 259 : راى سرور .
( 3 ) . پت : « به اتاوه رفتند » ندارد .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .