تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
عدم اصالت ، لوازم ضيافت و حقوق مهماندارى به جاى نياورده ، سلطان محمود شاه چنان كه آمده بود بازگشت و به قنّوج رفت و آن بلده را قابض گشته شاهزاده هريوى را كه از جانب سلطان ابراهيم حاكم آن مملكت بود ، به در كرد و سلطان ابراهيم جانب جونپور و اقبال خان طرف دهلى مراجعت نمودند . و در سنهء خمس و ثمانمائه [ 805 / 1402 م ] اقبال خان به جانب قلعهء گواليار ، كه در وقت فترت صاحبقران به تصرّف راى نرسنگه افتاده بود و بعد از فوت او به پسرش بيرم‌ديو راجپوت درآمده بود ، لشكر كشيد . چون قلعه در غايت استحكام بود نواحى آن را تاخته مراجعت كرده بعد از چندگاه بار ديگر لشكر بر آن قلعه برد و بيرم‌ديو بيرون آمده جنگ كرد و در حملهء اوّل شكست يافته به قلعه درآمد و اقبال خان ، بر نهج سابق ، آن ولايت را تاخت و تاراج نموده به جانب دهلى مراجعت نمود . و در سنهء سبع و ثمانمائه « 1 » [ 807 / 5 - 1404 م ] به طرف اتاوه ، كرّت ديگر لشكر كشيد و از راى سمير « 2 » و از راى گواليار و از راى جهالاوار « 3 » 282 و ديگر رايان ، كه در اتاوه جمع گشته بودند « 4 » ، [ بعد از آنكه ] « 5 » چهار ماه محاربه كرده بودند ، بعد از صلح پيشكش گرفته از كمال بىمروّتى و بىانصافى به قنّوج رفت . سلطان محمود شاه حصارى شد و اقبال خان مدّتى حصار را قبل كرده با سلطان طرح جنگ انداخت و چون حصار مستحكم بود فتح آن به زودى ميسّر نبود . در ماه محرّم سنهء ثمان و ثمانمائه [ 808 / ژوئيهء 1405 م ] كوچ كرده به جانب سمانه رفت و بهرام خان ترك بچه كه از خانه‌زادان فيروزشاهى بود و با سارنگ خان مخالفت ورزيده بود از ترس اقبال خان جاى خود « 6 » گذاشته به كوه دهور « 7 » رفت و اقبال خان تعاقب نموده نزديك
هامش
( 1 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 259 : در ماه جمادى الاول سنهء . . . . ( 2 ) . پ . ش : اسير . پت : همسير . س : سير . ( 3 ) . پ : جهالهار . پت : جالها . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 172 : جالبهار ، طبقات اكبرى ، 1 / 209 : چالهار . ( 4 ) . ش : « بودند » ندارد . ( 5 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 6 ) . پت : سمانه را . ( 7 ) . دهورDahoor. تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 173 : كوه هرهور .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 531 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى