بپوشند و به سبب « 1 » فراخى علف از آب جون گذشته به مياندوآب درآمد و قلعهء لونى را به جنگ گرفته هركس از هندوان كه خود را نسوخته بود كشته و يا اسير شد .
و اين قلعهء لونى در ميان آب جون و آب هندن « 2 » 280 واقع شده . آب هندن آبى است به غايت عميق كه سلطان فيروز شاه مرحوم از آب كالپى بريده و در اين محل به آب جون اتّصال داده و اكثر متوطّنان آنجا مجوس بودند .
الغرض ، بعد از فتح اين حصار به لب آبجون ، برابر عمارت جهاننماى ، به سعادت نزول نموده و گذرهاى آب را به نفس نفيس احتياط نمود و امير سليمان شاه و امير جهان شاه را به تاخت و تاراج « 3 » جانب جنوب دهلى فرستاده خود با هفتصد سوار مكمّل از آب جون گذشت و به تفرّج [ 267 ] عمارت جهاننماى مشغول گشت و گذر آب و جاى جنگ را ملاحظه مىفرمود . [ در اين اثنا ] « 4 » ، سلطان محمود شاه و ملواقبال خان ، چون اندك مردم در روى آب ديدند ، با پنج هزار پياده و بيست و هفت فيل از شهر بيرون آمدند . قراولان صاحبقران ، محمّد سيف « 5 » را كه از كبار صناديد دهلى بود و او نيز به قراولى پيش آمده بود ، گرفته آوردند و به موجب فرمان به قتل رسانيدند . امير تيمور « 6 » برگشته به معسكر خود رفت و قراولان او كه با سيصد كس در آن طرف [ آب ] « 7 » بودند ، به جنگ ايستادند و سونجك بهادر و اللّه داد نيز ، حسب الحكم ، به مدد ايشان با دو قشون از آب گذشته و به هيأت اجتماعى به تيراندازى پرداختند . دهلويان صلاح در معاودت دانسته برگشتند و بهادران تعاقب نموده جمعى را كه در عقب بودند به قتل آوردند و فيلى كه مردم دهلى را استظهار بسيار به آن بود در اين وقت از دويدن افتاده سقط شد و آن حضرت اين معنى را شگون گرفته روز ديگر از غربى لونى كوچ كرده به جانب شرقى لونى ، كه مقابل دهلى است ، نزول فرمود و در اين يورت شاهزادگان و جميع امرا و سرداران و
هامش
( 1 ) . ش : واسطه .
( 2 ) . پ . ش : ميلن . صحيح هندنHindonاست .
( 3 ) . ش : « و تاراج » ندارد .
( 4 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 5 ) . پ . ش : سلف . از پت تصحيح شد .
( 6 ) . پت : صاحبقران .
( 7 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .