تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
قلاع مشهور هند بود ، و به راه دور واقع شده و هرگز لشكر بيگانه به آنجا نرسيده بود « 1 » . بدين جهت ، مردم ديپالپور و اجودهن و اطراف و نواحى پناه بدانجا « 2 » برده ، آن‌قدر كه گنجايش داشت به قلعه درآمدند و باقى مردم در حوالى حصار فرود آمدند . صاحبقران ايلغار فرموده تمام آن مسافت را به يك منزل قطع فرمود و آنچه در بيرون حصار بود در حملهء اوّل « 3 » به تصرّف لشكر منصور درآمد و حاكم آن حصار ، راوخلجين كه از صناديد كفّار هند بود و در قواعد سردارى و قلعه‌دارى بهتر از وى در هندوستان نبود و خود را بهادر مىناميد - چه كه راو به زبان هندى بهادر را مىگويند - بر وصول صاحبقران مطلع شده با جمعيّت خود بر در شهر بايستاد و سپاه جغتاى حمله‌ور گشته او را به شهر گريزانيدند . سلطان و ديگر امرا متوجّه شهر شده شهربند را در جنگ اوّل گرفتند و گروه انبوه هندوان به قتل آمدند و غنيمت بسيار به دست لشكريان افتاد و بعد از آن متوجّه قلعه شده از اطراف و جوانب نزديك آمدند . راو مضطرب شده و اظهار عجز نمود ، و سيّدى به شفاعت فرستاده يك روز مهلت خواست كه بيرون آيد . آن حضرت قبول التماس نموده آن روز به سراپرده مراجعت فرمود و چون روز ديگر خلاف وعده شد ، از اطراف و جوانب به موجب حكم نقب زدن آغاز نمودند . بار ديگر از بالاى برج قلعگيان تضرّع و زارى نموده امان خواستند و پسر راوخلجين بيرون آمده پيشكش بسيار آورد و روز دوم هم « 4 » راوخلجين ، به اتّفاق شيخ سعد الدّين [ 266 ] نبيرهء شيخ فريد شكر گنج كه از اجودهن گريخته بدانجا آمده بود ، بيرون آمده شرف « 5 » پاىبوس دريافت و انواع جانوران شكارى و سيصد اسب عراقى و عربى « 6 » و اقمشهء هند به رسم پيشكش گذرانيده به خلعت گرانمايه سرافراز شد . و امير سليمان شاه و امر اللّه‌داد به ضبط دروازه معيّن شدند كه مردم اطراف را كه به آن قلعه درآمده بودند بيرون آورده هركه
هامش
( 1 ) . ش : « و به راه دور . . . نرسيده بود » ندارد . ( 2 ) . ش : « بدانجا » ندارد . ( 3 ) . ش : حمله به حملهء اول . ( 4 ) . ش . « دوم هم » ندارد . ( 5 ) . ش : « شرف » ندارد . ( 6 ) . س ، 1 / 284 ، ن ، 1 / 156 : « عربى » ندارد .