تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
مسافر كابلى را كه از مردم ميرزا پير محمّد بود ، كشته باشد به سزا رسانند و از باقى مال امان گرفته بگذراند . از مردم ديپالپور كه مسافر كابلى را با هزار كس كشته بودند ، پانصد كس ايشان ، حسب الحكم ، به ياسا رسيدند . از اين سبب ، برادر و پسر راوخلجين بنياد فضولى كرده به جنگ مبادرت نمودند . صاحبقران ، راوخلجين « 1 » را مقيّد ساخته بر شهر جنگ انداخت . باز جمعى در ميان آمده امان خواستند و امان يافته . امير شيخ نور الدّين و امر اللّه داد جهت تحصيل مال امانى به شهر درآمدند . جماعتى از گبران زردشتى ، كه ساكن آنجا بودند ، تمامى جهات خود را آتش زدند و مسلمانان و كافران زن و فرزند را ذبح كرده و سوخته اتّفاق كردند و چندان محاربه نمودند كه اكثر كشته شدند و زنان و فرزندان ايشان اسير گشتند و قلعهء بطنير با خاك يكسان شده در شهر اثر عمارت نماند . و جمعى كثير از لشكر منصور شهيد شد و بسيارى زخمدار شدند . از آنجا كوچ فرموده « 2 » به سرستى آمدند و مردم سرستى كه گريخته بودند ، تعاقب نموده جمعى را به قتل رسانيدند و اكثر اموال ايشان به دست افتاد . و از آنجا كوچ كرده با مردم فتح آباد نيز همين معامله رفت و قلعهء رجب‌پور « 3 » و اهرونى و توهنه نيز حكم فتح‌آباد گرفت و آغروق را به سمانه روان فرموده ، به نفس نفيس ، به جنگل‌هاى اطراف متوجّه شد و از قوم جتان هركس كه بود و راهزنى مىكرد طعمهء شمشير غرّا فرمود . و جمعى از سادات را كه در آن حدود در دهى متوطّن بودند ، رعايت فرموده و در كنار آب [ كهكر ] « 4 » در صحراى سمانه نزول فرمود و از آنجا كوچ كرده به قريهء كيتهل « 5 » ، كه پنج فرسخى سمانه است ، فرود آمد و چون جميع لشكريان و شاهزاده‌ها و امرا كه به اطراف رفته بودند از راه‌هاى مختلف متوجّه شده در اين موضع يك جا شدند و حكم شد « 6 » كه من‌بعد [ لشكر ] « 7 » به مورچل خود به توره روان شود و چون به پانىپت آمد حكم كرد كه لشكر منصور جبه
هامش
( 1 ) . ش : راو دولجين . م ، 1 / 283 . ن ، 1 / 156 : راوخلجى . ( 2 ) . ش : كرده . ( 3 ) . پ . ش : رجب . درست ، رجب‌پور - راج‌پور است . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . كيتهل - كهتيل - كتيل . پت : كيل . ( 6 ) . ش : كرد . ( 7 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .