تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
پيش نبرد . و چون اقبال خان مظفّر و منصور به جانب دهلى متوجّه شد ، تاتار خان پيش پدر خود خان اعظم ظفر خان به گجرات رفت و اقبال خان به فراغ‌خاطر در دهلى فروكش كرده به امور مملكت پرداخت و نصير الملك را كه از توابعان تاتار خان بود و باعث رفتن اقبال خان بر سر تاتار خان ، او بود ، پيش خود خوانده تربيت كرد و عادل خان [ 264 ] خطاب داده حكومت ميان‌دوآب را به او رجوع نمود . و در اين اثنا آوازهء رسيدن امير تيمور صاحبقران به مملكت هندوستان شايع گشت .

[ ذكر آمدن امير تيمور صاحبقران به مملكت هندوستان ] « 1 »

بيان سخن آنكه صاحبقران گيتىستان ، خبر آشوب و فتنهء دهلى شنيده در سنهء ثمانمائه [ 800 / 8 - 1397 م ] عازم سفر هند « 2 » شد و در دوازدهم ماه محرّم سنهء احدى و ثمانمائه [ 801 / 24 سپتامبر 1398 م ] از آب سند عبور نموده در كنار چول جلالى - كه از آن وقت كه سلطان جلال الدّين منكبرنى به اين چول درآمده به آن نام مشهور است - نزول نمود « 3 » . و بعضى از زمين‌داران دامن كوه در آن مقام آمده ملازمت نمودند و شهاب الدّين مبارك كه در نواحى آن آب « 4 » جهت حفظ بعضى ولايات كه در تصرّف داشت مىبود ، و چون اميرزاده پير محمّد به مولتان مىرفت ، آمده ملازمت نموده « 5 » با وجود رعايت باز اظهار خلاف كرد و ، در اين حين ، صاحبقران را نيز اطاعت ننمود . بنابرآن ، امير شيخ نور الدّين با قومان خود به دفع او تعيين شد و شهاب الدّين در كنار آب قلعه‌اى ساخته خندقى عميق كنده بود و آب نيلاب را در آن سرداده . شيخ نور الدّين در روز اوّل از آب خندق گذشته به جنگ مشغول شد و چون شب درآمد و شهاب الدّين ، به عزم شبيخون ، بيرون آمده و جنگ عظيم واقع
هامش
( 1 ) . پ . ش : عنوان ندارد ، از پت اضافه شد . ( 2 ) . ش : هندوستان . ( 3 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 255 : در ماه صفر سنهء احدى و ثمانمائه خبر رسيد كه حضرت صاحب‌قرانى امير تيمور گوركان تلنبه را تاخته به ملتان نزول فرمود . ( 4 ) . س ، 1 / 282 . ن ، 1 / 156 : « آب بيهت . » ( 5 ) . پ : نموده بود .