به مراحم فراوان مخصوص گشت . سلطان از آنجا از ميان انباله 275 و شاهآباد 276 ، گذشته به دامن كوه سانتور « 1 » درآمد و از راى سرمور و ديگر رايان پيشكشهايى گرفته به دهلى مراجعت نمود .
و شنود كه مقدّم كتهير « 2 » [ موسوم ] « 3 » به كهرگهو ، سيّد محمّد ، حاكم بداؤن را با برادرانش « 4 » سيد علاء الدّين [ و سيّد محمود ] « 5 » به خانهء خود به مهمانى طلبيده به وقت غفلت به شمشير غدر ضيافت بر اصل نمود . سلطان غضبناك شده استعداد سفر آن طرف كرده و در ابتداى سنهء اثنى و ثمانين و سبعمائه [ 782 / 1380 م ] از دار الملك كوچ كرده و چون نواحى كتهير محل نزول سلطان فيروزى نشان شد ، برحسب فرمان آتش نهب و غارت در خانههاى متوطّنين آن ديار زدند و در قتل كفّار اشرار ، آن مقدار [ 253 ] كوشيدند كه ارواح سادات شهيد به شفاعت درآمدند و بنابر آنكه كهرگهو گريخته و به كوه كمايون « 6 » رفته بود ، آسيب تاخت غازيان عظام شامل رعاياى آن طرف نيز شده قريب بيست و سى هزار كس از مذكّر و مؤنّث گرفتار حلقهء « 7 » عبوديّت گرديدند . و از اينكه كهرگهو مانند سيماب در شكاف و شعب آن كوه ناپديد شده بود « 8 » و هيچكس از او نشان حيّا او ميّتا نداد و برشكال نزديك شد ، رايات معاودت به مركز اصلى به جنبش درآورد و ملك داوود افغان را به غايت بزرگ ساخته در سنبهل نصب كرد و حكم نمود كه هرسال از روى قهر و غضب به ولايت كتهير درآمده آنچه از خرابى متصوّر و مقدور باشد به فعل آورد و خود نيز هرسال از
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 268 . ن ، 1 / 149 : سهارنپور .
( 2 ) . كتهيرKathair. م ، همانجا . ن ، همانجا : طبقات اكبرى ، 1 / 266 : كتهر ؛ منتخب التواريخ ، ص 174 : كتيهر ؛ تاريخ مباركشاهى ، ص 184 : كتهير . در شرق منطقهء روهيل كهند ، يكى از مناطق استان اتراپرادش . در دورهء ميانهء هند مجموعهء شهرهاى منبهى ، بداؤن ، بريلى و انوله را كاتيهر مىگفتند .
( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از پت آورده شد .
( 4 ) . ش : برادرش .
( 5 ) . پ . ش : ندارد ، از پت آورده شد .
( 6 ) . كمايونKumaoun. پ : كماندون . ش : كمادون . س : كمااون . پت . م ، همانجا . ن ، همانجا : كمايون .
( 7 ) . ش : « حلقه » ندارد .
( 8 ) . ش : « بود » ندارد .