تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
در حظيرهء خود دفن كرده مراسم تعزيت به جاى آورد « 1 » و ، به واسطهء زيادتى ملال ، سايهء التفات از امور مملكت بازگرفته به غايت محزون و كوفته‌خاطر روزگار مىگذرانيد . امرا و اعيان درگاه سر بر زمين نهاده به عرض رسانيدند كه جز رضا به قضا در اين واقعه علاجى نيست و بيش از اين بىالتفاتى به امور سلطنت مناسب دولت نمىبينيم . و آن پادشاه عاليجاه سخن مخلصان دولتخواه را قبول كرده به احوال مملكت پرداخت [ 252 ] و براى رفع كلفت به نشاط شكار مشغول گشته در حوالى دهلىنو قريب دو سه فرسنگ دو طرف ديوارها كشيده و درختان سايه‌دار نشانده و آن را شكارگاه ساخت و تا اين زمان اثر آن باقى است . و در سنهء ثمان و سبعين و سبعمائه [ 778 / 7 - 1376 م ] خواجه شمس الدّين دامغانى به عرض سلطان رسانيد كه عمّال گجرات حاصل آن ولايت را ، از قرار واقع ، به گماشتگان ديوان جواب نمىگويند . صد فيل و چهل لك تنكه و چهارصد غلام حبشى و هندى و دويست اسب عربى و عراقى زيادت بر جمع گجرات متعهّد مىشوم كه هرسال به ديوان و اصل سازم . سلطان گفت : « اگر ضياء الملك شمس الدّين ابورجا كه نايب ظفر خان است اين اضافه را قبول كند ، گجرات به دو گذارند . » چون ضياء الملك قبول نكرد ، خواجه شمس الدّين دامغانى را به كمر زر و چوندول نقره عنايت كرده به جاى ظفر خان رخصت گجرات داد « 2 » . و چون از عهدهء آنچه قبول كرده بود نتوانست آمد ، اظهار خلاف نمود . و عمّال گجرات كه از او خونين‌دل بودند با اميران صده اتّفاق كرده با او جنگ كردند و به دست آورده سر پر شرّش را به درگاه فرستادند . و در ايّام سلطنت سلطان فيروز شاه هيچ‌كس از حكّام ، غير از خواجه شمس الدّين دامغانى ، ياغى نشد و بعد از كشته شدن او حكومت گجرات به ملك مفرّح ، كه از تربيت يافته‌هاى آن دولت بود ، مقرّر شد و فرحة الملك خطاب
هامش
( 1 ) . تاريخ مبارك شاهى ، ص 131 : فتح خان در منزل كنتهور نقل كرد . ( 2 ) . پ . ش : كرد . از پت تصحيح شد .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 494 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى