محمّد خان سلاح پوشيده و در محفه نشسته « 1 » بفرمود كه اطراف آن را بپوشند و به بهانهء آنكه حرم محمّد خان به حرم سلطان مىرود به دربار آمده به درون رفت « 2 » و همچنان مسلّح پدر را ملازمت كرده و سر بر پاى او نهاده گفت خان جهان مرا در خدمت سلطان چنين باز نموده كه قصد سلطان دارم . هرگز هيچ پسرى قصد پدر نكرده و اگر كرده از عمر و دولت بهره نيافته ، اگر مرا قصدى در خاطر مىبود در اين وقت به ظهور مىرسانيدم و غرض خان جهان آن است كه مرا و ديگران را از ميان برداشته خود پادشاه شود . سلطان را اين سخن معقول افتاده در آغوشش گرفت و حكم فرمود كه خان جهان را كشته ظفر خان را خلاص سازد . شاهزاده محمّد خان جميع فيلان و اسبان پادشاهى را [ 254 ] مستعدّ ساخته به اتّفاق غلامان فيروزشاهى ، كه ده دوازده هزار سوار داشتند ، در پايان شب بر سر خانهء خان جهان رفته قبل كرد « 3 » و او واقف قضيّه شده ظفر خان را به قتل رسانيد و خود با معدودى چند مسلّح شده از خانه بيرون آمد و به جنگ مشغول گشت و چون زخم خورده بىطاقت شد باز به درون خانه شد و از دروازهء ديگر برآمده راه ميوات پيش گرفته به كوكاى « 4 » چوهان پناه جست « 5 » . شاهزاده خانهء او را غارت فرمود و اعوان او را هركه به دست افتاد گردن زد و بعد از اين واقعه چون سلطان بىنهايت پير و ناتوان شده بود ، اسباب سلطنت تسليم شاهزاده محمّد خان نموده و او را ناصر الدّين و الدّنيا محمّد شاه خطاب داده خود در كنج عزلت به طاعت و عبادت مشغول گشت .
و محمّد شاه در ماه شعبان سنهء تسع و ثمانين و سبعمائه [ 789 / اوت - سپتامبر
هامش
( 1 ) . ش : بر محفه سوار شده .
( 2 ) . م ، 1 / 269 . ن ، 1 / 149 : و زنان محل چون او را با سلاح و يراق بديدند به جانب سلطان دويدند و فرياد و فغان برداشتند كه شهزاده به مقصد غدر پدر اينك دررسيد . امّا شهزادهء والاگهر خدشه و غدرى اصلا به خاطرش راه نيافته بود راست به قصر سلطان در شد و همچنان . . . » اضافه دارد .
( 3 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 137 : در ماه رجب سنهء تسع و ثمانين و سبعمائه مستعد شده با جمعيتى كثير آخر شب پيش در خان جهان رفت .
( 4 ) . پ : كوكان .
( 5 ) . پت . س : « كوكاى چوهان پناه جست » ندارد .