تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
دهلى به حوالى سنبهل به شكار رفته تا سنهء سبع و ثمانين و سبعمائه [ 787 / 1385 م ] به جانب ديگر به شكار توجّه ننمود و هربار كه به جانب سنبهل به شكار مىرفت لشكر به كتهير فرستاده آنچه داوود خان افغان نكرده بود ايشان به وقوع مىآوردند ، چنان كه در آن سنوات يك جريب زمين مزروع نشد و هيچ متنفّسى شبى « 1 » در خانهء خود نغنود و عوض آن سه « 2 » سيّد ، چندين هزار هندو به قتل رسيدند و چندين هزار به قيد بندگى افتادند . و در سال مذكور در موضع پتولى « 3 » ، كه هفت كروهى بداؤن است ، حصارى مستحكم ساخته آن را فيروزپور نام كرد ، امّا خلق ستمديده « 4 » و ظريف آن را آخرين‌پور مىگفتند و در آخر آنچنان شد كه بر زبان مردم جارى شده بود كه سلطان ديگر در قلعه بستن و قصبه و شهر ساختن توفيق نيافت و آن حصار به آخرين‌پور مشهور گشت . و در اين سال ضعف پيرى بر سلطان غالب شده خان جهان ، كه وزير او شده بود ، به غايت قوى شد . هرچه او مىگفت سلطان بىفكر و تأمل به فعل مىآورد . تا آنكه در سنهء تسع و ثمانين و سبعمائه [ 789 / 1387 م ] خان جهان به عرض سلطان رسانيد كه شاهزاده محمّد خان با بعضى از امرا ، مثل ظفر خان بن ظفر خان و ملك يعقوب و ملك سماء الدّين و ملك كمال الدّين ، اتّفاق كرده ارادهء خلاف دارد و چون در عقل سلطان خلل راه يافته بود به خاطر نياورده قبول آن معنى نمود و در ساعت به گرفتن آنها رخصت داد و خان جهان ، ظفر خان را به بهانهء حساب از مهوبه طلبيده در خانهء خود مقيّد گردانيد و در پى گرفتن محمّد خان شده و محمّد خان واقف گشته در خانهء خود نشست و شرايط محافظت خود به تقديم رسانيد و هرچند خان جهان وسيله انگيخته او را به دربار « 5 » مىطلبيد ، معذرت خواسته نمىآمد تا آنكه روزى
هامش
( 1 ) . ش : « شبى » ندارد . ( 2 ) . پ . ش : دو . ( 3 ) . م ، 1 / 268 . ن ، 1 / 149 : بسولى . پت : بنولى . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 135 ؛ منتخب التواريخ ، 1 / 174 : ببولى . ( 4 ) . پ . ش : ستم . از پت تصحيح شد . ( 5 ) . ش : درگاه .