تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
بوده پاره‌اى سنگ شده و پاره‌اى ديگر هنوز استخوان بود . و در همين اثنا ، سرهند را ، كه در اصل داخل سمانه جمع بود ، جدا ساخت و تا ده كروهى سمانه داخل سرهند گردانيده حوالهء ملك ضياء الملك شمس الدّين ابو رجا نمود و آنجا حصارى برآورده فيروزپور نام نهاده و از آنجا به طرف نگركوت توجّه فرموده چون به دامن كوه رسيد و برف آوردند ، سلطان فرمود كه وقتى سلطان محمّد شاه مرحوم ، خداوند من بدينجا رسيد [ 251 ] و شربت برف جهت او آوردند ، چون من حاضر نبودم سلطان از آن شربت ميل نكرد و فرمود كه چند فيل و شتر بار نبات كه همراه بود شربت برف ساخته به ياد سلطان محمّد شاه به تمام لشكر تقسيم كردند . راجهء نگركوت ، بعد از محاصره و مجادله ، با فرزندان خود شتافته غاشيهء عبوديّت بر دوش گرفت و سلطان او را نوازش كرد و نگركوت را به نام سلطان محمّد تغلق شاه « 1 » مرحوم به محمّدآباد موسوم گردانيد . در اين حال به عرض سلطان رسانيدند وقتى كه سكندر ذو القرنين به اينجا رسيده بود مردم اينجا صورت نوشابه را ساخته در خانهء خود داشته‌اند و حالا معبود مردم اين ديار شده است و يك هزار و سيصد كتاب از براهمهء سلف در اين بتخانه است كه به جالامكهى « 2 » 274 اشتهار دارد . سلطان علماى آن طايفه را طلب داشته « 3 » بعضى از آن كتب را ترجمه فرمود . از جمله عز الدّين خالد خانى ، كه از شعراى عصر او بود ، كتابى « 4 » در حكمت طبيعى و شگون و تفألات به سلك نظم درآورده ، دلايل فيروزشاهى نام كرده است . و الحقّ آن كتابى است متضمّن اقسام حكمت علمى و عملى . و در بعض كتب به نظر آمده كه سلطان فيروز شاه بت‌هاى نگركوت را بشكست و با گوشت ماده گاو در توبره‌ها كرده در گردن بهامنه و خادمان بتخانه آويخت و در تمامت اردو بگردانيد و صورت نوشابه را با يك لك تنكه به مدينهء حضرت رسول
هامش
( 1 ) . ش : « تغلق شاه » ندارد . ( 2 ) . پت : چالانگهى . جالامكهى . ( 3 ) . ش : فرموده . ( 4 ) . ش : « كتابى » ندارد .