بار كرده بودند ، متصرّف شدند و هرچه از عورات و كنيزان به نظر آمد بند كرده ، در لوازم غارت تقصير نكردند . امراى سلطان محمّد به صد هزار ترس و بيم اردو را به « 1 » سيوستان ، المعروف به سهوان ، رسانيده نزول نمودند و آن شب تا صباح به شرايط هوشيارى پرداخته خواب و آرام بر خود حرام ساختند . روز ديگر مخدومزادهء عبّاسى و شيخ الشّيوخ شيخ نصير الدّين محمود اودهى « 2 » ، الملقّب به چراغ دهلى ، و ديگر علما و مشايخ و امراى كبار و ارباب دخل ، همگى جمع آمده به منزل ملك فيروز رفتند و گفتند كه چون سلطان محمّد ولايتعهدى به تو تفويض فرموده است و ديگرى شايستهء اين امر خطير عظيم الشأن نيست مناسب آن است كه بيش از اين مهمّات سلطنت را معطّل ندارى و بر تخت سلطنت جلوس نمايى . ملك فيروز اظهار سفر حجاز [ 246 ] و زيارت « 3 » حرمين شريفين نموده هرچند عذر آورد سود نكرد « 4 » . آخر ناچار شده ، در بيست و سوّم ماه محرّم « 5 » سال مذكور بعد از آنكه پنجاه و چند مرحله از عمر شريفش طىّ شده بود ، بر تخت جهاندارى جلوس فرمود « 6 » .
نظم
مخالف شكن شاه فيروزبخت * به فيروز فالى برآمد به تخت
ز فيروزى دولت كامگار * نشاطى برانگيخت در روزگار « 7 »
روز اوّل [ جلوس ] « 8 » چندين هزار آدمى كه در بند مفسدان تهته و مغول افتاده بودند باز خريد و روز سوّم از جلوس به ترتيب و توزكى سوار شده و از هر طرفى كه سوار مغول و مفسدان تهته جهت دستاندازى مىآمدند دستگير مىشدند يا كشته
هامش
( 1 ) . ش : « اردو را به » ندارد .
( 2 ) . پت : « محمود اودهى » ندارد .
( 3 ) . پ : زيارت ، مكرّر . ش : رغبت .
( 4 ) . ر ك : تاريخ فيروزشاهى ، ص 45 .
( 5 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 225 ، تاريخ فيروزشاهى ، ص 20 : بيست و چهارم ماه محرم سنهء 752 ق .
( 6 ) . تاريخ مباركشاهى ، ص 118 : در كنارهء لب آب سند بر تخت مملكت و سرير سلطنت جلوس فرمود . ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 225 ؛ تاريخ فيروزشاهى ، ص 20 : و شيخ نصير الدّين محمود اودهى مشهور به چراغ دهلى كه خليفهء شيخ نظام الدّين اولياست .
( 7 ) . پ . پت : نشاط تو انگيخت در روزگار .
( 8 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .