تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
چه سود عاقبتش بسپرى و بسپارى * دريغ كاخر از آن بگذرى و بگذارى
و اين مرثيه در فوت او گفته شده :
مايهء زهر است شرب عالَم را * ميوهء مرگ است تخم آدم را اى حريف عدم قدم در نه * كم زن اين عالم كم از كم را صبح محشر دميد و ما در خواب * بانگ زن خفتگان عالم را هان كه فرش صبا بگستردند * درنورد اين بساط خرّم را رستخيز است خيز و بازشكاف * سقف ايوان و طاق طارم را شه محمّد بخفت در دل خاك * نيلگون كن لباس ماتم را پس به دست خروش بر تنِ دهر * [ 245 ] چاك زن « 1 » اين قباى معلّم را
و اين ابيات را سلطان محمّد در حالت نزع روان گفته : بيت
بسيار در اين جهان چميديم * بسيار نعيم و ناز ديديم اسبان بلند برنشستيم * تُركان گرانبها خريديم كرديم بسى نشاط و آخر * چون قامتِ ماهِ نو خميديم
مدّت سلطنت او بيست و هفت سال بود « 2 » .

ذكر وقايع [ سلطنت سلطان ] « 3 » معظّم مهذّب سلطان فيروزشاه « 4 » بن سالار رجب

گويند ملك فيروز باربك ، كه برادرزادهء سلطان غياث الدّين تغلق شاه بود « 5 » و سلطان را در باب
هامش
( 1 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 526 : خاك زن . ( 2 ) . برگرفته از تاريخ فيروزشاهى ، ص 526 . ( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 4 ) . شمس سراج عفيف تاريخ تولّد فيروز شاه را به سال 709 ق ثبت كرده است . ( تاريخ فيروزشاهى ، ص 36 ) ( 5 ) . تاريخ مبارك‌شاهى ، ص 118 : سلطان فيروز شاه پسر اسپدار رجب برادر خرد سلطان غازى غياث الدّين تغلق شاه بود .