تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
شود شود ، نشود گو مشو ، چه خواهد شد و سلطان در كوندل « 1 » 265 ، كه پانزده كروهى كرنال است ، مريض گشت و پيش از آنكه به كوندل آيد به واسطهء آنكه ملك كبير در دهلى وفات يافته بود ، خواجهء جهان و عماد الملك نايب ، وزير ممالك را به دهلى فرستاد و خداوندزاده و [ مخدوم‌زاده و ] « 2 » معارف ديگر را از دهلى به كوندل طلب فرمود و چون سلطان به كوندل رسيد ، همهء آن مردم با حرم‌ها و جمعيّت‌هاى ملوكانه رسيدند و در خدمت سلطان لشكرها آراسته گشت و از مرض نيز صحّت يافت . بعد از آن ديپالپور و ملتان و اچه و سيوستان كشتىها به جانب تهته طلبيد و از كوندل روان شد ، به كنار آب رسيد و جهت دفع طغاى ، با لشكر و فيلان ، از آب گذشته در كنار ديگر فرود آمد . در اين ولا ، التون بهادر با پنج هزار سوار مغول كه امير قزغن به كمك سلطان محمّد تغلق شاه فرستاده بود رسيد . سلطان در باب ايشان انواع مراحم و اقسام الطاف مبذول داشت . از آنجا به قصد استيصال طايفهء سومره ، كه طغاى حرام‌خور پناه به ايشان برده بود ، به جانب تهته نهضت فرمود . چون به سى كروهى تهته رسيد ، روز عاشورا بود ، روزه داشت و به وقت افطار ماهى تازه خورد و مرض تب ، كه قبل از اين داشت ، عود كرد و با وجود آن در كشتى نشست و به كوچ متواتر به چهارده كروهى تهته رسيده مقام كرد و مرض ، لحظه به لحظه ، اشتداد يافته و در اردو اضطراب و تلواسهء عظيم افتاد و در بيست و يكم ماه محرّم سنهء اثنى و خمسين و سبعمائه [ 752 / 19 مارس 1351 م ] در كنار آب سند ، در همان منزل ، روزنامهء حياتش به رقم
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 3 » مرقوم گشت و آنچنان جبّارى و قهّارى اسير خاك گشت . نظم
ز روزگار اگر كام خويش بردارى * بر آفتاب اگر نام خويش بنگارى اگر به ثروت « 4 » ساسانيان رسى و كيان * وگر به چرخ فرازى علم ز جبّارى
هامش
( 1 ) . كوندلKaundel. ( 2 ) . پ . ش : ندارد . از پت افزوده شد . ( 3 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 185 : همه كس مرگ را مىچشد . ( 4 ) . ش . پت : مملكت .