ساخت . ايشان كوشش نموده اميران ، مانند نصير الدّين تغلجى و قلتاش حاجب و حسام الدّين و اسماعيل مخ و حسن كانكو و نور الدّين را در گلبرگه جمع ساخته روانهء دولتآباد « 1 » گرديدند . و چون به درّهء مانكدون ، كه ما بين قصبهء كچ « 2 » و دون واقع است « 3 » ، رسيدند ، اميران صده از سياست سلطانى خايف گشته با يكديگر مشورت كردند و قرار دادند كه چون غرض از طلب ما به جز قتل و سياست امرى ديگر نيست ، سزاوار آن است كه مانند گوسفندان دستوپا بسته خود را به قصّاب بىرحم خونخوار نسپاريم . پس اتّفاق كرده به وقت كوچ بر امراى محصّل زده و ملك احمد لاچين را به قتل رسانيدند و ملك على سرجاندار گريخته راهى كه آمده بود پيش گرفت . و اميران صده به دولتآباد شتافته قلعهء دهاراگير را ، كه عالم الملك در او حصارى شده بود ، محاصره نمودند و حشم قلعه را از خود ساخته در اندك زمانى به تصرّف آوردند و عالم الملك را كه از حسن سلوك او راضى بودند ، به جان امان داده ، رخصت كردند و ديگر كاركنان و پسر ركن الدّين تهانيسرى را به قتل آورده و خزانهء دهاراگير در ميان [ 242 ] خود قسمت كردند « 4 » و اميران صدهء گجرات نيز ، كه در گوشهوكنار ميان كراس و مواس پنهان بودند ، همگى به ايشان پيوستند و اسماعيل مخ افغان برادر مل « 5 » افغان را كه او نيز از اميران صده بود و به وفور عقل و مروّت اتّصاف داشت ، به پادشاهى برداشته نصير الدّين خطاب كردند « 6 » .
بيت
اسمعيل مخ را در آن داروگير * به شاهى بخواندند سلطان نصير « 7 »
چون خبر آن فتنه به سلطان رسيد ، به كوچ پىدرپى ، هم در سال مذكور ، از بهروچ به دولتآباد آمده ايشان فوجها آراسته جنگ سلطانى نمودند و آثار جلادت
هامش
( 1 ) . پت : « دولتآباد » ندارد .
( 2 ) . كچKuch- كچهه : در ايالت گجرات .
( 3 ) . پت : به دره نابك گنج ( س . مانك پنج ) .
( 4 ) . ش : نمودند .
( 5 ) . پت . مكمل . م ، 1 / 254 . ن ، 1 / 142 : كل .
( 6 ) . منتخب التواريخ ، 1 / 163 : اسماعيل فتح نامى را برداشته سلطان ناصر الدّين خطاب دادند .
( 7 ) . پت : بيت را ندارد .