تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
ملك مقبول « 1 » و عماد الملك نايب ، وزير ممالك را با اميران صدگان بهروچ به تعاقب گريختگان فرستاد . عماد الملك بر كنار آب نربده به ايشان رسيد و اكثر را كشته اولاد و اتباع ايشان را به دست آورده آنان كه زنده به‌در آمدند بسيارى نزد مانديو ، ضابط كوه سالير و مولير 260 ، رفتند و مانديو از ملاحظهء سلطان ايشان را تاراج كرده خراب ساخت و شرّ ايشان ، بالكليّه ، از گجرات دفع شد . و عماد الملك چند روز در كنار آب نربده توقّف كرده اكثر اميران صدگان بهروچ را نيز به موجب حكم به قتل رسانيد و جماعتى كه از زير شمشير جسته بودند به اطراف آواره گشتند . سلطان چندگاه در بهروچ اقامت فرموده اموال بهروچ و كهنبايت و ساير بلاد گجرات را كه نزد مردم مانده بود ، به تيغ تمام ، حاصل كرد و در خزانه آورد و كسانى را كه فى الجمله داخل فتنه بودند ، به قتل رسانيد و در مقام بيدار ساختن فتنهء خوابيده شده ، زين الدّين رند « 2 » را كه مجد الدّين خطاب داشت و پسر ركن الدّين تهانيسرى را كه از شريران روزگار بودند ، نامزد دولت‌آباد فرمود تا اهل فساد آنجا را از اميران صده و غيره به دست آورده به قتل رسانند و بعد از چند روز از آن حكم سياست در دكن پشيمان شده خواست كه آن جماعت را پيش خود آورده به قتل آورد . پس ، از پى ايشان ملك على سرجاندار و ملك احمد لاچين « 3 » ، كه از خويشان امير خسرو بودند ، نزد عالم الملك ، برادر قتلغ خان ، فرستاده فرمان نوشت كه اميران صدگان معروف آنجا را به حضور بفرستند و هزار و پانصد سوار مستعد همراه ايشان كرده با اين دو امير روانهء درگاه گردانند و عالم الملك ، اميران صدهء رايچور و مدگل 261 و گلبرگه و بيدر و بيجاپور و گنجوتى و راىباغ 262 و كهكر و دهيگرى « 4 » و برار و رامگير و غيره به دولت‌آباد طلب نمود و چون اميران اخبار سياست سلطان شنيده ديرتر رسيدند ، ملك على و ملك احمد مذكور را با هزار و پانصد سوار بر سبيل محصّلى روانهء آن حدود
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 253 . ن ، 1 / 141 : طبقات اكبرى ، 1 / 218 : ملك قبول . ( 2 ) . ش : زين دنده ؛ پت : افتادگى دارد . ( 3 ) . پت : لاجى . ( 4 ) . پت : دهنگر .