سكّه كند و در شهر نماز جمعه و عيدين منع كرد و دو سه ماه اوقات صرف عرضه داشت نموده مرسول داشت .
و در سنهء اربع و اربعين و سبعمائه [ 744 / 4 - 1343 م ] حاجى سعيد صرصرى « 1 » از مصر همراه ايلچى سلطان آمده منشور حكومت و خلعت « 2 » خلافت آورد . سلطان با جميع امرا و علما و مشايخ قريب پنج شش كروه استقبال كرد ، منشور خليفه « 3 » را بر سر نهاده بوسهها بر پاى سعيد صرصرى زد « 4 » و پاره راه در جلو او پياده رفت و در شهر قبّهها بستند و بر منشور خليفه زرها نثار كردند و به اداى نماز جمعه و عيدين « 5 » ، كه موقوف بود ، اجازت داد و خطبه به نام خليفه خواند . و اسامى پادشاهانى كه از دار الخلافه مأذون نبودند [ از خطبه ] « 6 » بينداخت ، حتّى نام پدر . و در طراز جامههاى زربفت و شرفات عمارات نام خليفه نوشتند . و عرضه داشت مطوّل با تواضع بىاندازه به دست خود به قلم آورده و گوهر نفيس ، كه مثل آن در خزانه نبود ، جهت خليفه جدا ساخته مصحوب حاجى رجب برقعى « 7 » روانهء [ مصر ] « 8 » ساخت . و ملك كبير سرجاندار را كه در حسن اخلاق و شجاعت و تقوى و عبادت نظير نداشت و از او مقرّبتر نبود ، داخل پيشكش گردانيده در ملك خليفه درآورد و ملك قبول خطاب كرد و عرضه داشت او نيز ، متضمّن اقرار به عبوديّت خليفه ، مصحوب حاجى رجب گردانيد .
در اين وقت كرشنانايك « 9 » ، پسر لدرديو ، كه در نواحى وارنگل مىبود ، جريده ، نزد بلالديو ، كه راى عظيم الشأن كرناتك بود ، رفت و گفت : « مسلمانان در ديار تلنگ
هامش
( 1 ) . پ . ش : پت : صرصرى . م ، 1 / 246 . ن ، 1 / 138 : هرمزى ؛ متن انگليسى ، 1 / 246 : هرمزى . منتخب التواريخ ، 1 / 160 :
حاجى سعيد مصرى از مصر منشور خلافت و لوا و خلعت و خطاب نام امير المؤمنين از خليفهء عباسى كه مانده بود آورد . طبقات اكبرى ، 1 / 212 : حاجى محمّد صرصرى از مصر به دهلى آمد .
( 2 ) . ش : « خلعت » ندارد .
( 3 ) . پ : خلافت . از ش تصحيح شد .
( 4 ) . ش : داده .
( 5 ) . پ . عباد . ش : عيد . از پت تصحيح شد .
( 6 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 7 ) . م ، 1 / 246 . ن ، 1 / 138 : حاجى رجب رفيع .
( 8 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .
( 9 ) .Krishna Nayak