همواره در مجلس بهشتآيين او ندماى حكمت آثار و شعراى شعرى شعار ، سامع و ناظر ، و مطربان خوش الحان دستانسرا و بذلهگويان شيرينزبان نمكينادا « 1 » ، واقف و حاضر . از سموم قهر « 2 » و صرصر سياستش مقهوران سركش پاى در دامان انزوا پيچيده ، چون برگ بيد از نهيب تندباد مضطرب و لرزان و از وهم نايرهء مهابتش گردنكشان نمرودوش بسان موم از آتش محترق و گدازان . در عهد فرخنده عدالتش آهو در كنار پلنگ به فراغبال و ماهى در جوار [ 4 ] نهنگ مرفّه الحال ، كبوتر با باز همراز و گنجشك با عقاب همخطاب ، غبار درگاه عرش اشتباهاش توتياى ديدهء سپهر و شعشعهء قبهء چتر فلكسايش منوّر ماه و مهر ، نعل سمند براق « 3 » وش برق رفتارش حلقهء گوش كيخسرو و جمشيد ، و شمسهء قصر همّت بلندش پيكر زهره و خورشيد ، خاطر دريا مقاطرش مهبط انوار الهامات سبحانى و طينت پاكيزه سرشتش مورد آثار فيوضات ربّانى :
نظم
سپهر عدل و مِهر اوجِ بينش * گرامى دُرّ بحر آفرينش
ضميرش مهبط انوار توفيق * كلامش كاشف اسرار تحقيق
كمين بندهء درگاه ، محمّد قاسم هندوشاه [ استرآبادى ] « 4 » المشهور به فرشته ، بر شناسايان فروغبخش انجمن هستى كه ضمير انوارشان معيار نقود الفاظ و معانى است عرضه مىدارد كه در عنفوان جوانى در بلدهء احمدنگر « 5 » 2 ، گاهگاهى سروش آسمانى به گوش هوش اين كمترين افراد انسانى مىرسيد كه : اى نقش طراز نگارستان زمان ، و اى رنگآميز نگارخانهء جهان ، چون شكر و سپاس مخلوق حقّپرست فى الحقيقه حمد و شكر دادار جهانآفرين است سزاوار آنكه كتابى مشتمل بر واقعات پادشاهان اسلام و حالات مشايخ عظام كه نظام ظاهرى و باطنى
هامش
( 1 ) . پ : آوا .
( 2 ) . ش : « قهر » ندارد .
( 3 ) . پ : ابراق .
( 4 ) . پ . ش : ندارد . از پت اضافه شد .
( 5 ) . س : فيض اثر احمدنگر .