خدايگان دمساز گشت ، چه عجب كه بر طور منزلت چون كليم علم افراز شده ، به زودى به توفيق صورت نگار قلم و ميامن انفاس شاه عيسى دم ، از نظم و نثر ، يكى شاهدى يوسف مثال در چارسوى مصر رعنايى درآوردم « 1 » كه زليخاى جهان به وجودش دم از يوسف ثانى زند و از خطّوخال يكى عروس زليخا جمال در نزهتگاه بيجاپور جلوه دهم كه يوسف زمان كمر بندگىاش بر ميان بندد :
نظم
بسازم يكى بوستان چون بهشت * كه خلدش ببينى به « 2 » ارديبهشت
[ گلستانى آرايم از خوش سخن * كه هرگز ز گردش نگردد كهن « 3 »
پس در جمع آوردن كتب تاريخ هند ساعى گشته ، از اطراف و اكناف ممالك بسيارى از نسخ به دست آوردم و چون از آن ميان نسخهاى كه جامع حالات تمامى پادشاهان هندوستان باشد ، بلكه كتابى كه مستجمع همگى واقعات يك ناحيه باشد به نظر اين ذرّهء حقير درنيامد ، مگر تاريخ نظام الدّين احمدبخشى و آن هم از تحقيقات و معلومات بسيار كه علم اين فقير بدان احاطه داشت ، خالى و تهى بود ، هرآيينه ذوق تأليف و شوق تصنيف بيش از پيش شده در مطالعهء كتب متقدّمين به اقصى الغايه كوشيد و خلاصهء آن كنوز را كه مانند لآلى منثوره متفرّق بود به ترتيب خاصّ در يك سلك كشيده به رسم يادگار در اين اسرار كه موسوم است به تاريخ نورسنامه « 4 » درج نموده ديباچهء آن مجموعه را كه از اقليم تحقيق آمده و طيلسان تصديق بر دوش گرفته در سنهء ثمان و عشر و الف « 5 » [ 1018 / 1609 م ] به نام نامى پادشاه عدالتپناه معارف سپاه ، گوهر معدن شاهنشاهى ، فروغ خاندان عادلشاهى ، انتخاب ديوان قضا و قدر ، مقدّمهء جنود فتح و ظفر ، موشّح و مزيّن ساخته تحفهء مجلس همايون گردانيد . و چون با حريفان سخنور كه از اين پيش نسخههاى نفيس
هامش
( 1 ) . پ : درآوردم .
( 2 ) . ش : ببينى نه .
( 3 ) . س : كه هرگز نگردد ز گردش كهن .
( 4 ) . پت . س . م ، 1 / 6 . ن ، 1 / 5 : موسوم به گلشن ابراهيم .
( 5 ) . پت . س . م ، 1 / 6 . ن ، 1 / 5 : خمس عشر و الف .