ممالك هندوستان وابسته به دستيارى همّت قدسى مآثر اين دو طايفهء آسمان آستان بوده و هست تصنيف نمايى و بنابر آنكه كتب وقايع سلاطين عظيم الشّأن هندوستان چنان كه دل مىخواست در آن مملكت به هم نمىرسيد ، هيولاى اين معنى به زودى صورت نبسته در معرض تعويق افتاد تا آنكه در سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه [ 998 / 1589 م ] از احمدنگر به دار السلطنهء بيجاپور 3 رسيده به خدمت كامرواى سرير دكن خديو قدرشناس سخن مشرّف گشت . و چون آن حضرت را ميل تمام به سير معنوى است و پيوسته به مطالعهء كتب تاريخ اشتغال دارد ، هرآيينه آن عطيّه بخش جهان به گونهگونه تفقّدم نواخته ، گفت : سزاوار بندگىات آن است كه مانند نى قلم در تحرير صحايف موفور اللطايف احوال قدسى مآثر همايون ما و جميع پادشاهان عرصهء هندوستان و مشايخ اين ديار كمر خدمت بر ميان [ جان ] « 1 » بسته كميت خامهء واسطى نژاد را در ميدان فصاحت جولان فرمايى و غوّاص صفت جواهر زواهرى كه شبستان هند از پرتو فروغش روشن گردد از درياى فكرت برآورده زينتبخش گوش هوش گردانى ، گاهى به دستيارى باغبان طبع كه نشو و نما يافتهء چمن مراحم خسروى است گلستانى بيارا كه بلبلان بوستان معنى در وى نوا ساز گردند و گاهى به مددكارى مهندس خاطر كه طفل دانشآموز دبستان عنايت پادشاهى است قصر دلاويزى طرحنما كه فرهادمنشان از چاشنى شكر شيرينكارىاش شيرينكام گردند . نىنى عطّار « 2 » كردار دكانى بيارا كه قدسى روحان به خريدارى متاعش بر درآيند و سليمانآسا بساطى بگستر كه بهشتى طايران به تفرّجش پر بركشند . شهنشاه بدينسان [ 5 ] در فيضبخشى و من از جام سرشار مرحمتش در بادهنوشى ، خدمتش را سجدهء طاعت برده [ زبان ] « 3 » به گفتار
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
« 4 » ، برگشادم و گفتم : كنون كه طالع ابكمم به لحيانى بدل گشته ، حديثم به كلام
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) . پ : عطارد .
( 3 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .
( 4 ) . پ : ندارد . از ش افزوده شد .