تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
لشكر اسلام به تعاقب او به ولايت بلال ديو درآمد مضطر گشته گرشاسب را مقيّد ساخته نزد خواجهء جهان فرستاده و او غل در گردنش انداخته به درگاه مرسول داشت . سلطان بفرمود تا پوست « 1 » او را كنده و پر كاه ساخته و در شهرها گردانيدند و منادى كردند : بيت
هر آن كو بتابد سر از شهريار * سزايش همين است و انجام كار
در اين وقت رأى سلطان تقاضاى آن كرد كه ممالك بسيار در سايهء علم آسمان‌ساى او درآمده است [ 232 ] دار الملك در موضعى بايد كه نسبت او به اطراف مملكت همچو نسبت مركز باشد با دايره تا رسيدن اخبار خير و شرّ و صلاح و فساد از جهات ممالك محروسه به دار الملك على السّويه باشد . و اگر در ديارى حادثه‌اى زايد يا در عرصه مرضى پيش آيد ، زودتر به تداوى و علاج آن مشغول توان شد . پس دانايان درگاه ، كه از عرض و طول اقليم هند خبر داشتند ، شهر اجّين را جهت تختگاه اختيار كردند و گفتند كه چون به اعتبار طول و عرض « 2 » در وسط هند « 3 » واقع شده بكرماجيت كهترى « 4 » براى همين آن را دار الملك خود ساخته بود . و بعضى مردم ميل خاطر سلطان را فهميده ، گفتند ديوگير وسط هند است . سلطان اين معنى از خدا خواسته ، از همسايگى دشمنان قوى مثل پادشاهان ايران و توران و ديگر امور غافل شده حكم فرمود كه دهلى را ، كه رشك مصر بود ، خراب كرده خلق آنجا را از صغير و كبير ، نوكر و غيرنوكر مؤنّث و مذكّر كوچانيده به ديوگير آوردند و بسيارى را خرج راه و قيمت خانه [ از خزانه ] « 5 » دادند . و در اثناى راه ، ما بين دهلى و دولت‌آباد ، در هر منزل سراى ساخته هردو طرف راه درخت نشاندند كه آينده و رونده « 6 » به فراغت آمدوشد نمايند و شهر ديوگير را دولت‌آباد نام كرده
هامش
( 1 ) . پت : « اوغل در . . . پوست » ندارد . ( 2 ) . ش : « و عرض » ندارد . ( 3 ) . ش : « هند » ندارد . ( 4 ) . بكرماجيت كهترىVikramajeet - B ikramajeetkhatri( 5 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 6 ) . پ : آينده راه و رونده .