تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
مىنمايد . و آن‌چنين بوده كه بهاء الدّين ، عم‌ّزاده سلطان محمّد شاه ، المخاطب به گرشاسب كه از امراى كبار بود و ولايت ساغر ، كه از جمله ممالك دكن است ، اقطاع داشت ، از انديشهء باطل سلطان و بىرونقى مهمّات سلطنت به خاطر آورده و در انديشهء سرورى افتاد و به استحكام قلعهء ساغر و بسيارى خيل و لشكر فريفته شده سر از اطلاعت سلطان پيچيد و اكثر امراى دكن را با خود يار ساخته زبده و خلاصهء معموره دكن را به قبض خويش درآورده ، [ به غايت قوّت گرفت ، چنانچه ] « 1 » بعضى امراى ديگر كه با او متّفق نشدند ، تاب مقاومت نياورده مخذول و منكوب به ولايت مندو گريختند « 2 » . چون اين خبر به سلطان رسيد ، خواجه جهان را با برخى از امراى پايتخت و تمامى لشكر گجرات به دفع او مامور گردانيد . خواجه جهان چون به ديوگير رسيد ، گرشاسب نيز با لشكر آراسته استعداد نموده استقبال كرد و در ديوگير صورت تقارب [ فئتين ] « 3 » دست داده قدم در ميدان مجادله نهادند . چون در اثناى جنگ ، خضر بهرام ، كه يكى از امراى كلان گرشاسب بود ، از او روگردان شده به خواجهء جهان پيوست ، فتور عظيم به دو راه يافته ، خواجهء جهان قوى گرديد و گرشاسب صلاح در توقّف نديده روى از ميدان نبرد بتافت و تا ساغر هيچ‌جا نايستاد . و بعد از چند روز به واسطهء تعاقب لشكر خصم در آنجا نيز قدرت بودن در خويش نديد ، با زن و فرزند به كنپلا ، كه از ممالك كرناتك است و زميندار « 4 » آنجا دوست و يك جهت او بود ، پناه برد . در اين حين « 5 » ، محمّد شاه تغلق نيز از دهلى به دولت‌آباد آمده خواجهء جهان را با لشكر گران بر ولايت كنپله جهت دست آوردن گرشاسب نامزد كرد و خواجهء جهان دومرتبه از گرشاسب شكست يافت ، و چون عساكر قاهره مجددا از ديوگير به مدد او رسيدند ، در كرّت سوّم جنگ سخت واقع شده راى كنپله دستگير شد و گرشاسب به جانب مسكن بلال‌ديو گريخت . و چون
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد . ( 2 ) . م ، 1 / 241 . ن ، 1 / 135 : به مندو و ، ولايت ساوىآباد رفتند . ( 3 ) . پ : ندارد ، از ش آورده شد . ( 4 ) . ش : راجه . ( 5 ) . ش : از « كه بهاء الدّين . . . در اين حين » ندارد .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 454 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى