تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
مىرسانيد « 1 » . و قاضى غزنين را نيز آن‌قدر دادى كه در حوصلهء هيچ‌كس نگنجيدى . و چنانچه نظام الدّين احمد تحقيق كرده مراد از اين ، تنكهء نقره است كه پاره‌اى مس هم داشت و يكى از آن تنكه‌ها را « 2 » شانزده پول مس برابر مىشد . و در پادشاهى او ، من اوّله الى آخره ، عظما و كبرا و هنروران و كشتى شكستگان به اميد عواطف و مراحم او از خراسان و عراق و ماوراء النّهر و عربستان و تركستان به هندوستان مىآمدند و زياده از آنچه تصوّر كرده بودند نوازش‌ها مىيافتند و زنان بيوه و مفلسان عاجز و ضعيف را كه از مغولستان و خراسان و عراق مىآمدند ، زرها مىداد و هركه ميل توطّن مىكرد ، وظايف مقرّر مىنمود . و در تقرير فصيح و كلام شيرين ضرب المثل بود . و مكاتبات و مراسلات عربى و فارسى ، بر بديهه ، چنان نوشتى كه دبيران و منشيان در آن حيران ماندندى و بىنهايت خطّ را خوش نوشتى « 3 » كه استادان قبول داشتندى . و در اختراع ضوابط جهاندارى عديل خود نداشت و آن چنان فراست درست و حدّت نيز داشت كه در بديههء نظر ، به محاسن و رذايل شخص ، حكم فرمودى ، و پيش از آنكه كسى به تكلّم درآيد ، بر ما فى الضّمير او آگاه گشتى . و در علم تاريخ ماهر بود و قوّت حافظه به غايتى داشت كه در مدّت العمر اگر يك بار چيزى شنيدى فراموش نكردى . حكايات و داستان شاهنامه و قصّهء ابو مسلم و امير « 4 » حمزه بر سر زبان داشت و در جميع علوم معقوله ، خصوص طبّ و حكمت و نجوم و رياضى و منطق مهارتى تمام داشت [ 228 ] و بيماران را تداوى نموده در تشخيص مرض و غيره با اطبّاى عصر بحث‌هاى طالب علمانه كردى و الزام‌ها دادى و در ايّام پادشاهى نيز اكثر اوقات او صرف معقولات فلاسفه مىشد و با سعد « 5 » منطقى و عبيد شاعر و نجم انتشار و مولانا علم الدّين شيرازى و ديگر علماى حكيم
هامش
( 1 ) . پت : « و ملك غزنين . . . مىرسانيد » ندارد . ( 2 ) . ش : « يكى از آن تنكه‌ها را » ندارد . ( 3 ) . ش : « كه دبيران . . . چنان نوشتى » ندارد . ( 4 ) . ش : « امير » ندارد . ( 5 ) . پت : سور .