كه گويا هرگز در آنجا درخت « 1 » و گياه نرسته بود . و بعد از سه روز به حصار ترهت رسيدند هفت خندق عميق پرآب [ دور قلعه ] « 2 » بود و زياده از يك راه نداشت . با وجود آن همّت ملوكانه بر فتح آن مصروف داشته در دو سه هفته مسخّر و مفتوح ساخت و راى آنجا را گرفته مملكت ترهت را به احمد خان ، پسر ملك تلبغهء ناگورى « 3 » داد و رايت مراجعت برافراشته و چون چند منزل به طرف دهلى كوچ نمود ، بر لشكر سبقت گرفت و جريده بر سبيل تعجيل متوجّه دار السّلطنه شده در طىّ منازل و مراحل داد سعى داد و غافل از آنكه اجل گريبان او گرفته مىكشد .
الغ خان چون شنيد كه پدر ، به طريق ايلغار ، متوجّه است ، كوشكى قريب افغانپور در مدّت سه روز احداث كرد كه هرگاه سلطان آنجا رسد ، شب در آنجا توقّف كرده على الصّباح كه شهر را آراسته كرده باشند و جميع اسباب سلطنت آماده شده باشد به كوكبهء تمام به شهر درآيد . چون سلطان آنجا رسيد سبب احداث عمارت به خاطر آورده در آن مقام نزول نمود و در تغلقآباد شادىها كرده قبّهها بستند . و روز ديگر الغ خان و ساير امراى دهلى به سعادت تقبيل انامل پادشاه سرافراز شده و با جماعتى كه به استقبال او آمده بودند در آن قصر نشسته و مائدهء خاصّ كشيدند . چون طعام برداشتند و مردم دانستند كه سلطان به سرعت سوار خواهد شد ، دستها ناشسته برآمدند . سلطان به تقريب دست شستن آنجا ماند . در اين اثنا ، ناگاه ، سقف خانه افتاد و سلطان با پنج نفر در ته آن به جوار رحمت حقّ پيوست .
و در بعضى تواريخ مذكور « 4 » است كه چون قصر نو ساخته و تازه بود و فيلان كه سلطان تغلق از بنگاله همراه آورده بود بر گرد قصر دوانيدند از صدمهء آن زمين قصر نشست كرده سقف « 5 » فروريخت « 6 » .
هامش
( 1 ) . ش : « درخت » ندارد .
( 2 ) . پ . پت : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . ش : تلبغه بعده . م ، 1 / 234 . ن ، 1 / 132 : « ملك تليغه . »
( 4 ) . ش : مسطور .
( 5 ) . ش : « سقف » ندارد .
( 6 ) . ر ك : تاريخ مباركشاهى ، ص 96 . اين واقعه در ماه ربيع الاول سنهء خمس و عشرين و سبعمائه بوده روايت مىكنند كه در اينجا هم نفس شيخ الاقطاب شيخ محى الدّين نظام الحق و الشرع و الدّين كه وقت عزيمت سلطان -