تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
همان طرف به طريق سير به ولايت جاج‌نگر شتافت و از راى آنجا « 1 » چهل زنجير فيل گرفته به خدمت سلطان فرستاد و خود باز به وارنگل آمده ، حسب المدّعا ، سامان و سر به راهى آن ولايت نموده مظفّر و منصور به دهلى عود كرده به شرف ملاقات پدر مستعد گشت . و در شهور سنهء اربع و عشرين و سبعمائه [ 724 / 1324 م ] عرايض از لكهنوتى و سنارگاؤن رسيد « 2 » كه امرا و حكّام آنجا دست ظلم دراز كرده بيداد بسيار مىكنند . سلطان تغلق شاه لشكرها [ جمع ] « 3 » نموده و الغ خان را در دهلى به نيابت خود نگاه داشته به جانب شرق هندوستان نهضت فرمود و چون به ترهت رسيد ، سلطان ناصر الدّين ، ولد سلطان غياث الدّين بلبن كه در عهد علايى به واسطهء سلامت نفس خود « 4 » تغيير اقطاعش نشده بود و در گوشهء لكهنوتى مىبود ، طاقت مقاومت تغلق شاه نياورده رضا به قضا داده در ترهت به ملازمت او آمده تحفه و پيشكش بسيار بگذرانيد و تاتار خان ، كه پسرخواندهء تغلق شاه بود ، نامزد سنارگاؤن شد . و حاكم آنجا بهادر شاه را كه از امراى علايى بود و داعيهء سركشى داشت گرفته به درگاه آورد . و سلطان تغلق شاه ، ناصر الدّين را چتر داده به طريق زمان سلطان علاء الدّين ، لكهنوتى را به اقطاع او مقرّر داشت و محافظت سنارگاؤن و گور و بنگاله را نيز به او رجوع كرده عازم مراجعت گشت « 5 » . و در فتوح السّلاطين « 6 » آورده كه ، در وقت مراجعت ، چون رايت تغلق شاه سايهء وصول بر ترهت انداخت ، [ 226 ] راى ترهت هزيمت نموده به جنگل درآمد . تغلق شاه از عقب آن راى به جنگل درآمده ، به نفس نفيس ، تبر در دست گرفت و شروع در درخت بريدن نموده چند درخت بينداخت . مردم چون حال چنين ديدند ، كوچك و بزرگ به درخت بريدن مشغول گشتند . در اندك زمانى چنان كردند
هامش
( 1 ) . ش : « راى آنجا » ندارد . ( 2 ) . ش : آمد . ( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 4 ) . ش : « خود » ندارد . ( 5 ) . ش : معاودت . ( 6 ) . فتوح السلاطين ، ص 18 - 417 .