تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
فرمود و گرد منكرات « 1 » نگشتى و در منع شراب مبالغه نمودى . و از سلوكى كه با اهل بيت و غلامان و چاكران قديم و اتباع خود در حالت ملكى مىنمود ، انحراف نورزيد و امرا و ملوك علايى را نواخته مراتب و اقطاع ايشان را مقرّر داشت . و به ملك اختيار الدّين « 2 » ، كه بساتين الانس تصنيف اوست و مؤلّف اين كتاب او را مختصر ساخته ، منصب دبيرى عنايت فرمود . و خواجه خطير و ملك الوزراء جنيدى و خواجه مهذّب [ 224 ] بزرگ ، كه دايم نزد پادشاهان سابق اعتبار داشتند ، بنواخت و به مواجب و انعام سرافراز گردانيده رخصت نشستن در مجلس ارزانى فرمود . و از قوانين و ضوابط سلاطين سابق كه در باب استقامت ملك و انتظام احوال خلق وضع كرده بودند ، از ايشان پرسيدى و تبعيّت آن نمودى . و از امرى كه باعث آزار « 3 » و محنت خلايق باشد احتراز نمودى . و از هركه اندك اخلاص معاينه كردى او را به درجهء عالى رسانيدى . و از هركه خدمت شايسته به ظهور آمدى زود به مراحم خسروانه امتياز بخشيدى . و در معاملات جهاندارى به اعتدال كار فرمودى . و از افراط و تفريط اجتناب نمودى . و خزانهء علايى را ، كه خسرو خان از روى اضطرار بر خلايق قسمت كرده بود ، برخى [ به تدبير و ] « 4 » تدريج و برخى به عنف و شكنجه تحصيل كرده همچنان معمور و مملوّ ساخت . و در مطالبات بقايا مساهله ورزيده از لك به هزار و از صد به ده اختصار كرده عاملان را نگذاشت كه با رعيّت و مردم شدّت ورزند . در سال دوم از جلوس ، چون لدرديو ، حاكم وارنگل ، از اداى باج گردن پيچيده ولايت ديوگير نيز بىضبط شده بود ، الغ خان را با بعضى از اعوان قديم خود و لشكر چنديرى و بداؤن و مالوه و غيره ، با كوكبه و دبدبهء پادشاهى ، به جانب تلنگ فرستاد ، و الغ خان بدانجا رفته به نهب و تاراج مشغول شد . و لدرديو در مقام تمرّد گشته جنگ‌هاى عظيم نمود ، و بر خلاف عادت با لشكر دهلى تلاش‌هاى خوب كرده و تلافى نامردىهاى سابق كرد . چون از عقب لشكر به ديوگير رسيد چاره‌اى
هامش
( 1 ) . ش : مسكرات . ( 2 ) . ش : اختيار . ( 3 ) . ش : « آزار » ندارد . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .