تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
تغلق شاهيّه را مرقوم قلم تحقيق نگردانيده‌اند و مسوّد اين اوراق محمّد قاسم فرشته ، چون در اوايل عهد نور الدّين محمّد جهانگير پادشاه از جانب سلطان عصر ، ابراهيم عادلشاه به بلدهء لاهور رسيد از بعضى مردم آنجا كه ايشان را رغبتى به خواندن تواريخ پادشاهان هندوستان بود ، استفسار اصل‌ونسب و دودمان تغلق شاه نموده گفتند كه ما نيز صريحا در هيچ كتاب نديده‌ايم ، امّا در اين ملك شهرتى دارد كه ملك تغلق پدر غياث الدّين تغلق شاه « 1 » در سلك غلامان ترك سلطان بلبن انتظام داشت و با مردم جت « 2 » ، كه بوميّهء اين ملك‌اند ، وصلت كرده دختر از ايشان گرفت و سلطان غياث الدّين از او [ 223 ] به وجود آمد . و در ملحقّات است كه « تغلق » در اصل « قتلغ » بود و « قتلغ » لفظى است تركى ، اكثر مردم هندوستان او را به وقت استعمال قلب كرده « تغلق » ساخته‌اند و برخى « قتلغ » را « قتلو » كرده‌اند . سلطان غياث الدّين تغلق شاه بعد از قتل خسرو خان و كشندگان ولى نعمت خود قدم بر مسند سلطنت نهاده احوال مملكت كه روى به ويرانى آورده بود به انتظام آورد و مقبول « 3 » دل‌هاى خاصّ و عام گرديده به جانب صلاح رعيّت « 4 » رغبت نمود . نظم
برومند باد آن همايون درخت * كه در سايهء او توان بُرد رَخت گه از ميوه آرايش خوان « 5 » دهد * گه از سايه آسايش جان دهد
و او پادشاهى بود كريم و عادل و سليم النّفس و در طبيعت او عصمت و پاكيزگى مجبول بود . و در اوقات خمسه « 6 » نماز را با جماعت مىگزارد و از صبح تا شام در ديوان نشسته به امور مالى و ملكى مىپرداخت و نسبت به بازماندگان علايى در
هامش
( 1 ) . ش : « تغلق شاه » ندارد . ( 2 ) . ش : جهت . ( 3 ) . پ : قبول . ( 4 ) . ش : « رعيت » ندارد . ( 5 ) . پت : جان . ( 6 ) . پ . ش : خمس اوقات ، از پت تصحيح شد .