تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
كمال ادب و حرمت سلوك كرده جمعى كه زن سلطان قطب الدّين را قبل از انقضاى عدّت به خسرو خان عقد بسته بودند ، به سزا و جزا رسانيد . و ملك فخر الدّين جونا ، كه پسر بزرگ او بود ، وليعهد گردانيده سرش را به اعطاى چتر به آسمان رسانيد و الغ خان خطاب داده ، چهار پسر ديگر خود را بهرام خان و ظفر خان و محمود خان « 1 » و نصرت خان مخاطب گردانيد . و بهرام ابيه ، را كه برادر خوانده‌اش بود ، كشلو خان ناميده اقطاع ملتان و تمام بلاد سند به او تفويض فرمود . و ملك اسد الدّين ، برادرزادهء خود را باربك و ملك بهاء الدّين ، خواهرزادهء خود را عارض مملكت ساخته و سمانه در وجه اقطاع او مقرّر داشت . و ملك شادى را كه برادر داماد « 2 » او بود ، كارفرمايى ديوان وزارت به عهدهء او گردانيد . و پسرخواندهء خود را تاتار خان خطاب داده اقطاع ظفر آباد عنايت فرمود . و ملك برهان الدّين پدر قتلغ خان را وزارت ديوگير و قاضى صدر الدّين را صدر جهانى داد . و قضاى شهر دهلى به قاضى سماء الدّين حواله كرد « 3 » . و نيابت عرض ممالك گجرات به عهدهء ملك تاج الدّين جعفر گردانيد . و اشغال ديگر نيز فراخور حال هركس تقسيم شد . استحقاق كار تا در شخصى مشاهده نكردى آن كار حواله ننمودى و مردم قابل را معطّل نگذاشتى . و هرگاه فتح‌نامه از جايى رسيدى يا كدخدايى يكى از شاهزادگان به وقوع آمدى يا در خانهء او پسرى شدى ، جملهء صدور و اكابر و علما و مشايخ و امرا را به اندازهء حال ، مال و انعام دادى و از گوشه‌نشينان خبر گرفتى و تفقّد احوال نمودى . و هركس را از اهل ممالك خود پريشان و بدحال شنيدى به تدارك آن پرداختى و ابواب درآمد مغول را آنچنان مسدود گردانيد كه در مدّت سلطنت او مغول را آرزوى آمدن هندوستان به خاطر نرسيد . و به ساختن عمارت رغبت تمام داشت ، عمارت قلعهء تغلق آباد و ديگر بناها
هامش
( 1 ) . پت : « محمود خان » ندارد . ( 2 ) . پت : برادرزاده و داماد . ( 3 ) . ش : رفت .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 439 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى