تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
من امير ملتانم و تو امير ديپالپور ، با پادشاه دهلى درافتادن مناسب نيست « 1 » . غازى ملك [ تغلق ] « 2 » به بهرام ابيه ، كه يكى از معارف ملتان بود ، نوشت كه مغلطى را از ميان برداشته با لشكر آن‌جانب بيا ، و بهرام جمعيّت نموده مغلطى را بكشت و در سامان سفر گشت . و ملك بيگ لكهى ، حاكم سمانه ، با آنكه براى خاطر خسرو خان مثله شده بود ، مكتوب غازى ملك را عين جنس به دهلى فرستاد و اطاعت خسرو خان نمود و به موجب اشارت او لشكر آن حدود برداشته بر سر غازى ملك رفت و در حملهء اوّل شكست خورده به سمانه آمد و خواست كه نزد خسرو خان رود ، زمينداران آنجا هجوم آورده بكشتند . بعد از اين خسرو خان برادر خود خان خانان را چتر و دورباش داده و يوسف صوفى را ، كه صوفى خان خطاب كرده بود ، با اكثر مردم اعتمادى فدايى خود به دفع غازى ملك نامزد فرمود . در اين حال ملك بهرام ابيه از اچه و ملتان با لشكر آراسته به خدمت غازى ملك آمد و در حدود سرستى هر دو لشكر نزديك شده صف‌ها آراستند . و چون غازى ملك و لشكريانش اكثر مردم كارديده و گرم و سرد دنيا چشيده « 3 » بودند و خان خانان و آن دو حرام‌خور و جمعى كه « 4 » به شومى طمع به ايشان همراه شده بودند از رسوم جنگ و آداب معركهء نام و ننگ اصلا خبر نداشتند ، حملهء اول غازى ملك را طاقت نياورده شكست فاحش يافتند و آبرويى كه نداشتند بر خاك ريخته خاك ادبار بر فرق خود پاشيدند و چتر و خزانه و فيل و مراتب سلطنت را بالتمام به غازى ملك گذاشته خائب و خاسر به خسرو خان پيوستند . و غازى ملك بعد از فتح مراسم شكر [ الهى ] « 5 » به تقديم رسانيده آنچه از غنايم به دست افتاده بود بالتمام بر لشكريان پخش كرده به استعداد تمام كوچ بر كوچ متوجّه دهلى شد . خسرو خان مضطرب شده از دهلى بيرون آمد ، امّا نتوانست كوچ كرده هم در پهلوى حوض علايى مضبوط شده حصار را پس پشت و باغات را پيش روى خود كرده نشست و غازى ملك در كمال شوكت و
هامش
( 1 ) . ش : « نيست » ندارد . ( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 3 ) . ش : زمانه كشيده . ( 4 ) . ش : دگر . ( 5 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .