تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
برگشته بعد از تلاش بسيار بر سبيل عادت به زير خود درآورد . امّا آن بىحيا دست از موى سلطان برنداشت « 1 » تا آنكه رفيقانش رسيدند و او فرياد كرد كه از من هوشيار باشيد . جاهربا به يك ضربت شمشير كار سلطان را ساخته موى سر « 2 » او را گرفته از سينهء خسرو خان فرود آورد و سرش را ، كه شايستهء افسر بود ، از بدن جدا ساخته ، در لحظه [ 220 ] از بام هزارستون به پايين « 3 » انداخت . بيت « 4 »
نهنگان غدّار چون پيل مست * بران پيلتن برگشادند دست زدندش يكى زخم پهلو گذار * كه از خون زمين گشت چون لاله‌زار
مردم نوبتيان « 5 » و تماشاييان كه جمع شده بودند ، سر سلطان را ديده هريك به گوشه‌اى گريختند و حسام الدّين ، برادر خسرو خان ، و جاهربا و ديگر هندوان به درون محلّ حرم « 6 » سلطان درآمدند . مادر فريد خان حرم سلطان علاء الدّين را به قتل آوردند و فريد خان [ و على خان ] « 7 » و عمر خان پسران سلطان علاء الدّين را ، كه كوچك سال بودند ، نيز كشتند و با ساير حرم آنچه خواستند كردند « 8 » . مصراع « 9 » :
هر كس « 10 » كه چنان كند چنين آيد پيش .
[ و خسرو خان ] « 11 » چراغ و مشعل بسيار روشن كرده كس به طلب امرا فرستادند . عين الملك ملتانى را كه در آن ايّام از ديوگير آمده بود و ملك فخر الدّين جونا كه [ آخر ] « 12 » سلطان محمّد تغلق شاه خطاب يافت و وجيه الدّين قريشى و پسران قرابيگ و
هامش
( 1 ) . پ : داشت . ( 2 ) . ش : « سر » ندارد . ( 3 ) . ش : پايان . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . پ : نوبت . ( 6 ) . ش : « حرم » ندارد . ( 7 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 8 ) . طبقات اكبرى ، 1 / 186 : رند هول و جاهريا با چندى از مفردان ديگر متوجّه حرم سلطان شده ، شاهزاده فريد خان و منگو خان را كه پسران سلطان علاء الدّين بودند ، از مادران ايشان به ستم جدا كرده ، گردن زدند . ( 9 ) . ش : بيت . ( 10 ) . پت : اى آنكه . ( 11 ) . پ . ش : پت : ندارد . از ن ، 1 / 128 آورده شد . ( 12 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .