پهلوانان گجرات بود و ملك شادى نايب [ 214 ] حاجب خاصّ سلطان [ علاء الدّين او را ] « 1 » پرورده بود ، به التفات خويش سرافراز ساخته خسرو خان خطاب داد . و از افراط محبّتى كه به او پيدا كرد ، تمامى حشم ملك شادى و ملك نايب ، حوالهء او نمود و از بس كه واله و شيفتهء او گشت ، منصب وزارت هم بىآنكه در او استعداد آن شغل احساس نمايد به عهدهء او گردانيد .
بيت
گنجينه مده به هرگدايى * ترسم كه كند جهان خطايى « 2 »
چون سلطان « 3 » قطب الدّين در اوّل سلطنت خوشخلق و رحيمدل و محنت زندان و خوف قتل گذرانيده بود ، روز جلوس فرمان داد تا هفده هزار زندانى را خلاص كردند و جلاليان « 4 » را از اطراف طلبيدند و دست بذل گشاده تمام حشم را شش ماهه مواجب انعام داد و مناصب و اقطاع امرا و ملوك را زياده ساخته دل كيسه و هميان كه مدّتها مانند دست لئيمان خالى بود ، چون چشم و دل جوانمردان پر شد و مردم در كوچه و بازار بعد از سالهاى بسيار روى درم و دينار ديدند . و عرايض اهل احتياج ، كه مدّتى مندرس گشته بود ، به عرض رسيده بر وفق اراده و التماس جوابها يافتند . و علما و صلحا و ارباب استحقاق را وظيفه و ادرار زياده فرموده دههاى مردم كه در عهد سلطان علاء الدّين « 5 » به خالصه درآمده بود ، باز مقرّر گشت و خراجهاى گران و مطالبههاى سخت ، كه در عهد سلطان علاء الدّين معمول شده بود ، همه را بر طرف ساخت و آرزوها و هوسها كه بالكلّيه رخت به ملك عدم كشيده بود ، آهستهآهسته قدم به ملك وجود نهاد ، ليك جميع قواعد و ضوابط را كه هريك متضمّن مصلحتى و حكمتى بود از ميان برداشت و نرخ اشيا را برهم زده و اگرچه به ظاهر در منع شراب تأكيد مىفرمود ، امّا چون سلطان را غير از عيش و
هامش
( 1 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 2 ) . پت :ترسم كه جهان كند خطايى .( 3 ) . پ : سلطنت .
( 4 ) . ش : جلائيان .
( 5 ) . ش : « علاء الدين » ندارد .