پايان شب ششم ماه شوّال سنهء ست عشر و سبعمائه [ 716 / 22 دسامبر 1316 م ] از اين عالم فانى به جهان جاودانى خراميد و چندين فيل و خزاين كه سلطان محمود غازى را ميسّر نشده بود و به هزار خونابهء جگر جمع كرده بود براى ديگران بگذاشت « 1 » .
بيت
جهان را چنين است آيين و داد * كه جز مرگ كس را ز مادر نزاد
و بعضى گويند ملك نايب او را مسموم ساخت ، و اللّه اعلم « 2 » بالصواب .
گويند در عهد او هشتاد و چهار جنگ خرد و كلان واقع شده و به خواست كردگار و فرمان آفريدگار ، كه كس را در خانهء او راه نيست ، در جميع معارك فتح سلطان و لشكرش را بود ، و حشمت و شوكت او از اين تصوّر فرمايند كه هفتاد هزار شاگرد پيشه داشت . از آن جمله هفت هزار بيلدار و گلكار و معمار بود و عمارتى كه از آن بزرگتر نباشد ، چون طرح مىكرد در دو هفته به اتمام مىرسانيدند و عمارتهاى ديگر خرد در دو سه روز مىساختند و از آن موعد كه سلطان حكم مىكرد قدرت « 3 » آن نداشتند كه تجاوز كنند . و او اوّل كسى است كه عمّارى بر پشت فيل نهاده « 4 » سوارى فرمود ، چنان كه امير خسرو فرمايد :
بيت
كسى در شاهى ، آنگه در سوارى * جز او ننهاد بر پيلان عمارى
مدّت سلطنت او بيست سال و چند ماه بود . « 5 »
هامش
( 1 ) . جهانآرا ، ص 147 : آخر در شهور سنهء خمس عشر و سبعمائه ( 715 ق ) وفات يافت ، چنانچه خسرو گويد : ز شوال آمده هفتم پياپى / سنه هفتصد سه پنجى به سروى
( 2 ) . ش : « اعلم » ندارد . ش : بزرگ و خورد .
( 3 ) . پ . ش : اندازه .
( 4 ) . ش : بنا نهاده .
( 5 ) . ش : « مدت . . . چند ماه بود » ندارد .