تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
نايب ، سالما غانما ، از همان راه كه رفته بود مراجعت كرده به جالنه‌پور آمد و در آنجا اندكى توقّف كرده بال‌ديو و آن مقدار از مردم اعيان كرناتك را كه همراه گرفته بود سر داد و از راه سلطانپور و ندربار در سنهء احدى عشر و سبعمائه [ 711 / 1311 م ] به دهلى رسيده سيصد و دوازده زنجير فيل و نود و شش هزار من زر سرخ ، كه قريب ده كرور تنكه طلا مىشود ، و صندوق‌هاى جواهر و مرواريد كه از اندازهء حساب بيرون بود و مع بيست هزار اسب را در كوشك هزار ستون سيرى پيش سلطان گذرانيد . سلطان علاء الدّين از ديدن چنان گنج ، كه گنج باد آورد پرويز در جنب آن نسبت قطره است با دريا ، مسرور و خوشحال گرديده بر خلاف قاعده و رسم در گنج بخشى شروع نمود و به هريك از امرا ، كه در پايتخت حاضر بودند ، ده من و پنج من زر داده ، باقى مردم را از علما و مشايخ و مستحقّين يك من و نيم من كمتر على قدر مراتبهم بخشيد و باقى طلاى مسلوك و غيره را در حضور خود گداخته بفرمود تا مهر علايى « 1 » ساخته به خزانه سپردند . و در هيچ [ يك ] « 2 » از كتب تاريخ هند به نظر مسوّد اين اوراق نيامده كه در فتوحات مملكت كرناتك ، كه ملك نايب را دست داده ، كسى حرف نقره مرقوم ساخته باشد . از اينجا معلوم مىشود كه در آن ولايت نقره چندان اعتبار نداشته [ 207 ] و رايج نبوده و اكنون نيز در آن حدود مدار اكثر مردم بر طلاست و فقراى آن ديار عار دارند كه زراين نقره بپوشند چه جاى اغنيا . و بيشتر مردم وسط در طبق و كوزهء طلا طعام و آب مىخورند و نشاط و انبساط بر طبيعت ايشان غالب است و غم و اندوه كمتر پيرامون خاطر آن جماعت راه مىيابد و همه بر يك دين و كيش نيستند و اديان مختلفه دارند . و از غرايب احوال كه در اواخر عهد علايى واقع شده آن است كه در سنوات سابق راى سلطان علاء الدّين بدان قرار گرفت كه امرا و سپاهيان نومسلمان را كه عبارت از مغولان نومسلمان باشند ، از نوكرى خود دور كند . [ پس حكم صادر شد كه
هامش
( 1 ) . پت : طلايى . ( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .