نظام الدّين جمعيّتها شدى و خلايق در آن ايّام از اطراف هندوستان رو به دهلى آوردى و از مشاهدهء وجد و حال اهل اللّه ، كه در آن مسجد حاضر گشتندى ، در و ديوار در فرياد آمدى .
ديگر شيخ علاء الدّين ، نبيرهء شيخ فريد الدّين كه در اجودهن بر سجّادهء ارشاد متمكّن بود ، در طاعت ظاهرى و باطنى آنقدر اشتغال داشتى كه او را از جنس ملايكهء قدس گفتندى .
ديگر خدمت الاوليا « 1 » شيخ ركن الدّين بن شيخ صدر الدّين ملتانى كه بر شاهراه طريقت سرگشتگان باديهء طلب را به اقصاى منازل وصول رسانيدى و تمام اهل ملتان و اچه و ساير ديار رو به درگاه او آورده و خود را در كنف حمايت او انداخته از بليّات و آفات پناه جستندى . و شيخ صدر الدّين با وجود آنكه به حليّهء كمال و پيرايهء تكميل آراسته بود ، سخاوت مفرط داشت ، چنانچه با وجود اموال كثير كه او را از پدر ميراث رسيده بود و آنقدر نذر و فتوح كه محاسب وهم از ادراك آن عاجز آيد و اصل مىشد ، اكثر اوقات او به قرض گذشتى .
ديگر سيّد تاج الدّين ولد سيّد قطب الدّين « 2 » كه در سخاوت و حلم و علم و ديگر كمالات انسانى بىنظير وقت خود بود و مدّتى قضاى اوده داشت و بعد از آن قاضى بداؤن شد .
ديگر سيّد ركن الدّين ، برادر سيّد تاج الدّين مذكور ، كه قضاى كرّه داشت و به اوصاف حميده آراسته بود .
ديگر از سادات كيتهل « 3 » سيّد مغيث الدّين و برادر او سيّد منتخب الدّين كه هردو برادر به علم و زهد و تقوى و ساير كمالات اتّصاف داشتند و ايشان را سادات نوهته « 4 » مىگفتند .
و ديگر سادات و اكابر بسيارند كه تفصيل هريك « 5 » به اطناب مىكشد . از جمله
هامش
( 1 ) . پ : ديگر قطب الدّين الاوليا .
( 2 ) . پ : تاج الدّين ولد قطب الدّين .
( 3 ) . م ، 1 / 212 . ن ، 1 / 121 : كهل .
( 4 ) . نوهتهNauhattaس : نواتيه ؛ ن : فواتيه .
( 5 ) . ش : « هريك » ندارد .