بىگناه به وقوع آورد ، به سمع سلطان علاء الدّين رسيد كه جمعى از مردم اباحتيان در دهلى جمع گشتهاند و در سال يك شب ، چنان كه دأب ايشان است ، مجتمع ساخته با زن و خواهر و مادر و جميع محارم فراهم مىآيند ، سلطان گويا به كفّارت گناه « 1 » ارّه بر فرق ايشان كشيده اثرى از آن جماعت نگذاشت .
سلطان علاء الدّين چون درشت و تندخوى بود ، هيچكس را ياراى آن نبود كه در حقّ كسى شفاعت [ كند و ] « 2 » از هركه مىرنجيد در مدّت عمر صاف نمىشد و راه آشتى نمىگذاشت ، و در اوايل حال اگرچه با مردم در مصالح ملكى مشورت مىكرد و در پرداخت امور ايشان را مداخل مىداد ، امّا در آخر حال مهمّات ملك چنانچه خاطرش مىخواست و در مخيّلهء او مىگذشت به عمل آوردى و در پرداخت كار ملك با هيچكس مشورت نكردى .
گويند آنقدر فتوح كه سلطان علاء الدّين را روى نموده هيچيك از سلاطين هند را ميسّر نشد . [ 208 ] و آنقدر عمارت كه در زمان او بنا يافت ، از مساجد و منابر و حوض و حصار و امثال آن در هيچ عهد به وقوع نيامده و جمعيّت اهل هنر و ماهران هرفنّ كه در روزگار او مشاهده شده در هيچ عهدى نبوده و راستى و انصاف در عوام و خواصّ و اطاعت هنود و رفع تمرّد « 3 » ، كه در ايّام او بود ، در هيچ « 4 » زمانى محسوس نشده و اجتماع بزرگان دين و سالكان راه يقين ، كه دار الملك دهلى به وجود شريف ايشان رشك بلاد عالم گشته بود ، آنچنانكه در زمان او اتّفاق افتاد ، در هيچ عصر نبود .
[ علماء عصر سلطان علاء الدين ]
از جمله شيخ الاسلام شيخ نظام الدّين اوليا « 5 » - قدّس الله سرّه العزيز - كه از وصف مستغنى است ، بر جادهء ارشاد و هدايت تكيه زده راهنمايى خلايق كردى و از پنجم محرّم تا دهم كه ايّام عرس شيخ الاسلام فريد الدّين اجودهنى بود ، در خانقاه شيخ
هامش
( 1 ) . نسخهها : گناه سابق .
( 2 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 3 ) . ش : تمرّد رفع .
( 4 ) . ش : « هيچ » ندارد .
( 5 ) . ش : « اوليا » ندارد .