بتخانههاى آنجا مملوّ از زر و جواهر نفيسه بود و خزانهء رايان آن حدود شهرت عظيم داشت ] « 1 » ، مأمور ساخت . ايشان چون به ديوگير رسيدند و شنيدند كه رامديو را قضيهء ناگزير فوت روى نموده و پسرش قائم مقام وى شده است ، بنابر ضرورت ، در آنجا چند روزى توقّف كرده حقيقت پسر رامديو به خاطر آوردند و چون دانستند كه در يك جهتى و اخلاص همچو پدر نيست از راه احتياط برخى از امرا را در جايى ، كه الآن جالنهپور « 2 » آنجا بنا شده و در شرق ديوگير است ، بازداشت « 3 » و براى حفظ طريق و راهنمونى جمعى از سوار و پياده از راى گلبرگه كه عمدهء رايان آن طرف بود گرفته به جانب دهور سمند روان شد . در اثناى راه ، در قتل كفّار كرّه به اقصى الغايت كوشيده خود را در آن باب بههيچوجه معاف نداشت و بدين عربده و سياست مىرفت تا بعد از سه ماه به بنادر مذكور رسيده و آن ولايت را غارت كردند و بالديو « 4 » راجهء كرناتك را گرفته و بتخانههاى آنجا را درهم شكسته جميع بتان زرّين مرصّع را متصرّف شدند و مسجدى مختصر از گچ و سنگ ، دور تر از بتخانههاى هندوان ، مرتّب و مهيّا ساخته بانگ محمّدى در آنجا گفته خطبهء سلطان علاء الدّين خواندند . و الان كه خامهء عنبرين شمامه در تحرير اين وقايع مشغول است مسجدى در آن كفرستان در نواحى سيتبند راميسر 247 موجود است و به مسجد سلطان علاء الدّين شهرت دارد . از اينجا معلوم مىتوان كرد كه بندر دهور سمند ، كه در كنار درياى [ عمّان ] « 5 » بود و در اين عصر از غلبهء آب خراب شده است . و بعضى مىگويند كه كفّار آن حدود عزّت خانهء خدا را نگاه داشته به شكستن آن اقدام ننمودهاند . و بعضى مىگويند كه چون در كتب كفّار مرقوم است كه آن ديار ، عاقبت الامر ، تعلّق به سلاطين اسلام گرفته ، شعائر دين محمّدى در آنجا رواج خواهد يافت از اين سبب علماى ايشان كه در علم نجوم مهارت تمام دارند عاقبتانديشى كرده
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 2 ) . پت : جالنابور .
( 3 ) . پ : مغشوش . ن ، 1 / 119 : جالنهپور كه بر لب آب گنگ است .
( 4 ) . نسخهها : بلالديو .
( 5 ) . پ . ش : آنجا ، از پت تصحيح شد .