دوا خان « 1 » بود ، به قصد انتقام على بيگ و تربال « 2 » در حدود ملتان آمده و لشكر بى عدد « 3 » را آورده و آن ولايت را تاخت كرده به سوالك درآمد و غازى ملك [ تغلق ] « 4 » لشكر فراهم آورده مستعد و آمادهء جنگ شده در كنار آب نيلاب سر راهها بر ايشان گرفت ، سپاه مغول تاراج كرده در عين گرمى هوا عازم مراجعت گشتند و به حوالى نيلاب رسيده از راه دور قصد كنار آب كردند و از كيد خصمان غافل بوده بىترتيب تشنه و تفتهجگر وارد دريا شدند و چون چشمهء حيات را به تصرّف خصم ديدند ناچار دست از جان شستند و با سپاه هندوستان حركت مذبوحى كرده [ 199 ] اكثر به قتل رسيدند و كپك گرفتار گشت و بعضى كه از معركه جان بهدر بردند از تشنگى آوارهء بيابان مرگ شدند . از پنجاه شصت هزار سوار ، سه چهار هزار كس بيش زنده نماند و زنان و فرزندان ايشان اسير شده عجب صحبتى روى نمود و غازى ملك تغلق به اين فتح بلندآوازه گشته كپك را با جمعى از بزرگان مغول به دهلى فرستاد و سلطان علاء الدّين ، نزديك كوشك هزار ستون ، كپك را با ياران وى پيش پاى فيل مست انداخته هلاك ساخت و از سرهاى مغولان « 5 » كه در اين دفعه آورده بودند ، در صحراى مقابل دروازهء بداؤن برجى ساخت [ كه مىگويند ] « 6 » هنوز اثرى از آن باقى است . زن و فرزند مغول ، كه بيش از پيش اسير سپاه هند شد بودند ، در آن سال در بازار دهلى و ساير بلاد به طريق اسيران هندوى فروختند .
و چون مدّتى بر اين بگذشت ، اقبالمند نام مغول با سپاه گران به هندوستان درآمده فساد بسيار نمود و با لشكر دهلى محاربه نموده كشته شد . و غازى ملك تغلق ، مغول بسيار زنده به دهلى فرستاد تا در زير پاى پيلان پايمان ساختند و پس از اين خوف و هراس بر خاطر مغولان استيلا يافته ارادهء هندوستان از دلهاى ايشان
هامش
( 1 ) . ش : دوار خان . در متن انگليسى ، 1 / 207 : داوود خان .
( 2 ) . پت : پربال . س : تربال . ن : ترپال . در متن انگليسى ، همانجا : خواجه تاش .
( 3 ) . ش : بىعدّوحد .
( 4 ) . پ . ش . پت . س : ندارد . از ن ، 1 / 115 آورده شد .
( 5 ) . ش : مغول .
( 6 ) . پ . ش . پت . س : ندارد . از ن ، 1 / 116 افزوده شد .