تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
به خدمت سلطان فرستاد . هفت شبانه‌روز در دهلى نقارهء شاديانه زدند و شكر و اقسام حلوا بر گردونه‌ها « 1 » بار كرده در كوچه و محلّات به مردم تقسيم نمودند . و كاترديو متصدّى حكومت قلعهء جالور از شنيدن فتح مندو « 2 » خايف گشته به وسيلهء عين الملك امان‌نامه‌اى حاصل كرده به دهلى آمد و در سلك چاكران سلطان انتظام يافته اكثر اوقات به ملازمتش به سر مىبرد . و در خلال اين احوال راجه رتن‌سين « 3 » ، راى قلعهء چيتور كه تا آن وقت در قيد بود ، به روش غيرمكرّر كه جاى تعجّب [ است ] « 4 » ، خلاص شد و كيفيّت آن چنين بود كه چون به سمع سلطان رسانيدند كه در ميان زنان راجهء « 5 » چيتور زنى است پدمنى « 6 » نام سهى قد ، سيه چشم ، ماه سيما و به جميع صفات محبوبى اتّصاف دارد ، سلطان به وى پيغام داد كه خلاصى تو منحصر در احضار آن جميله است . راى اين معنى قبول نموده كسان فرستاد كه اهل‌وعيال او ، كه به كوه‌هاى محكم پناه « 7 » برده بودند ، [ 198 ] بياورند تا از ميان ايشان آنچه مطلوب سلطان باشد انتخاب كرده بگيرد . امّا راجپوتان و خويشان راجه از پيغام او دلگير شده غايبانه سرزنش بسيار كردند و مىخواستند قدرى زهر در خوردنى كرده براى او فرستند تا تناول نموده رخت به عالم نيستى كشد و ننگ بىناموسى نكشد . دختر راى ، كه به فهم و عقل مشهور قبيلهء خويش بود ، آن رأى را نپسنديده گفت : « تدبيرى به خاطرم رسيده اگر بدان عمل نمايند پدرم از قيد مسلمانان خلاصى يافته و اين بىعرضى نيز به سلسلهء ما راه نيابد و آن اين است كه پالكى بسيار از مردان كار با جماعتى از سواران راجپوت روانهء درگاه شوند و چون نزديك رسند وقت شب به بهانهء آنكه زنان راجه‌اند به سيرى درآيند و راجه را از قيد برآورده به اين‌جانب آورند . » همگى قبول آن امر
هامش
( 1 ) . ش : گردن‌ها . ( 2 ) . م ، 1 / 200 . ن ، 1 / 114 : مالوه . ( 3 ) . ش : « رتن سين » ندارد . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 5 ) . ش : راى . ( 6 ) .Padmani( 7 ) . ش : « پناه » ندارد .