لولى و خواننده و سازنده را خبردار سازند كه زياده از نرخ سلطانى طمع ننمايند و ايشان را نيز قسم اوّل و دوم و سوّم مقرّر ساخته اجرت قرار داد .
و بعد از چندگاه كه حكم او در نرخ اشياء استقامت پذيرفت بر سوداگران ترحّم كرده مرخّص ساخت كه ايشان نيز خريد و فروخت نمايند ، امّا از قيمت سلطانى تخلّف ننمايند . و اگر اسب قيمتى عربى و عراقى يا غلام يا كنيز ختايى و ترك و چركس گرانبها به ممالك هندوستان بياورند اوّل به نظر او درآورند هرچه او بگيرد خوب ، والّا به هريك از امرا كه حكم شود بفروشند .
و در آن عصر تنكه يك توله طلا و نقرهء مسكوك را مىگفتند و تنكهء نقره را پنجاه پول مس و هرپول مس را جيتل مىخواندند و وزن آن معلوم نيست كه چه مقدار بود . در افواه شنيده شد دو توله ربع كم بود « 1 » و من آن وقت چهل سير بود و هرسير بيست و چهار توله و هرجا كه تنكهء مطلق در اين كتاب مذكور شده تنكهء نقره است .
و بعد از آنكه اسباب معاش و آلات سپاه ارزان شد « 2 » ، مواجب مقرّر ساليانه « 3 » سپاهى بر اين نهج [ 197 ] مقرّر گشت : اعلا سپاهى « 4 » دويست و سى و چهار تنكه ، اوسط يك صد و پنجاه و شش تنكه ، ادنى هفتاد و هشت تنكه ؛ و چون عمّال بدين دستور عمل نمودند چهار صد و هفتاد و پنج هزار سوار به قلم درآمد و از كثرت سپاه به نوعى ابواب درآمد مغول و تطاول ايشان مسدود گشت كه اگر احيانا طايفهء مغول قصد دهلى مىكردند همه اسير مىگشتند و يا به قتل مىرسيدند ، چنانچه يك مرتبه در سنهء اربع و سبعمائه [ 704 / 1304 م ] على بيگ ، نبيرهء چنگيز خان ، و تربال « 5 » خواجه « 6 » با چهل هزار سوار از دامن كوه « 7 » سوالك گرفته تا ولايت امروهه درآمدند و در كندن و سوختن و كشتن و بند كردن و فسقوفجور دقيقهاى فرونگذاشتند .
هامش
( 1 ) . ش : « دو توله ربع كم بود » ندارد .
( 2 ) . ش : گشت .
( 3 ) . ش : سالينه .
( 4 ) . ش : « سپاهى » ندارد .
( 5 ) . م ، 1 / 200 . ن ، 1 / 114 : تريال خواجه .
( 6 ) . طبقات اكبرى 1 / 162 : ترتاك . متن انگليسى ، 1 / 205 : خواجه تاش .
( 7 ) . ش : « كوه » ندارد .