ضابطهء اوّل آنكه فرمان داد كه سوداگران اسب به كسبهداران شهر نفروشند و در بازار ابتياع نمايند و در اين باب از هردو قوم تعهد گرفت . و چون ديد كه « 1 » كسبهداران شهرى را ، كه ارزان خريدن و گران فروختن معتاد ايشان شده بود ، به نصيحت و تهديد ترك اعمال خود نمىكردند ، بعضى را بند كرد و بعضى را كشت و بعضى را از شهر اخراج نموده « 2 » متفرّق ساخت .
ضابطهء دوم در تعذيب و تنبيه دلّالان اسب . اگر ظاهر مىشد در بازار يك اسب بر خلاف نرخ سلطانى فروخته شده است جميع دلّالان شهر معاقب و معاتب مىگشتند و فرقى ميان مجرم و غيرمجرم نمىشد .
ضابطهء سوّم آنكه بعد از هرماه تفحّص اجناس اسب و قيمت آن و تتبّع احوال دلّالان نمودى كه اگر نسبت به ضابطهء سلطانى اندك تفاوت ظاهر شدى دلّالان به سياست رسيدندى .
قاعدهء چهارم در باب كنيز و غلام ، اعلى را از صد تا دويست تنكه مقرّر كرد و ميانه را از بيست تا چهل و ادنى را از پنج تا ده [ تنكه ] « 3 » .
قاعدهء پنجم در باب ستور ، گاو و گاوميش و شتر و بز و امثال ذلك را قيمتى مناسب وقت معيّن ساخت و براى اين [ 196 ] قاعده ضابطههايى كه در باب استقامت قيمت اسبان مذكور گشت مرعى داشت و هرچه در بازار واقع شدى در قلم آمدى [ و در ] « 4 » روزنامچهء آن ، هرروز از نظر سلطان گذشتى و از براى تفحّص احوال بازاريان جاسوسان نيز موكّل بودند تا اگر ظاهر گشتى كه متصدّيان بازار چيزى به تفاوت به عرض رسانيدهاند ايشان را به سياست رسانيدى و هرچيزى را كه در بازار بخريد و فروخت آن احتياج بودى سلطان در حضور خود برآورد آن
هامش
( 1 ) . ش : « در اين باب . . . ديد كه » ندارد .
( 2 ) . ش : كرده .
( 3 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .