تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
بعضى كتاب‌هاى فارسى خوانده از اعتقاد فاسد برگشت و دانست كه قضّات و ارباب فتاوى را [ 191 ] حقّانيّت و نفس الامر منظور است و به طمع دنيوى از پيش خود مسأله پيدا نمىكنند ؛ پس بر خلاف عادت ، گاه‌گاه ، با فضلا و علما نشستى و مسأله شرعى پرسيدى .

[ سؤالات سلطان از قاضى مغيث الدّين ]

روزى سلطان به قاضى مغيث الدّين گفت : « مسأله‌اى چند مىخواهم از تو بپرسم . » چون در مدّت سلطنت در اجراى احكام رجوع به شرع نكرده بود و علما را مكّار و محيل دانسته « 1 » با ايشان سخن نمىكرد ، هرآيينه قاضى مغيث الدّين زمين خدمت بوسيده عرض كرد كه « ظاهرا اجل بنده نزديك رسيده ، اگر قبل از پرسش كشته شوم و پادشاه تصديع جواب و سؤال نكند ، بهتر است . » سلطان سبب توهّم پرسيد . قاضى جواب داد كه « آنچه سلطان عصر خواهد پرسيد اگر جواب راست گفته شود مبادا مخالف مزاج سلطان آمده موجب قتل بنده گردد و اگر خوش آمد را [ كاربسته ] « 2 » دروغ گويم چون سلطان از ديگرى پرسد و دروغ‌گويى بنده ظاهر شود آن نيز موجب كشتن است . » سلطان خندان شده گفت : « هرچه از تو سؤال كنم بايد كه موافق شريعت « 3 » محمّدى « 4 » جواب عرضه دارى كه در راست گفتن ضررى به تو نخواهد رسيد . » و چند سؤال كرد : سؤال اوّل : كدام هندو را در شريعت مطهّر ، ذمّى و خراج‌گذار مىتوان شمرد « 5 » قاضى گفت : « آنكه چون محصّل سلطان از او مال و خراج طلب نمايد و او بىمضايقه به تواضع تمام ادا كند و اگر از محصّل ادايى صادر شود كه باعث اهانت او باشد ، آن را بىانكار و تنفّر به تن « 6 » بردارد كه در شأن كفّار آمده
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ
« 7 »
وَ هُمْ صاغِرُونَ
« 8 » و در باب ايشان علماى دين « 9 » امّا القتل و امّا الاسلام گفته‌اند و حديث
هامش
( 1 ) . پ : فراگرفته . ( 2 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 3 ) . ش : شرع . ( 4 ) . م ، 1 / 192 . ن ، 1 / 110 : شريعت محمّدى صلى اللّه عليه و آله و سلم . ( 5 ) . پ . ش : گفت ( 6 ) . ش : « به تن » ندارد . ( 7 ) . م : 1 / 192 . ن : 1 / 110 : ايديهم . ( 8 ) . توبه ( 9 ) آيهء 29 : تا آن‌گاه كه به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند . ( 9 ) . ش : اسلام .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 377 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى