تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
در خانه‌هاى خود بودند آغاز فتنه نموده كاغذى را فرمان علاء الدّين نام كرد و با جمعيّت و هواداران از دروازه [ به درون ] « 1 » شهر درآمد و به خانهء ترمذى « 2 » رفته و خبر كرده كه فرمانى از سلطان رسيده ، ترمذى « 3 » بىتوقّف بيرون دويد . حاجى مولى به جماعت مفسد كه همراه داشت اشاره كرد تا او را فى الحال كشتند و به مردم وانمود كه به حكم فرمان كشتم و دروازه‌بانان را فرمود تا دروازه‌هاى شهر را ببندند و كس به علاء الدّين اياز ، كه كوتوال حصار [ نو بود ، فرستاد كه فرمان سلطان آمده در ساعت بيا و مضمون آن را به خاطر آر . علاء الدّين اياز كه از غدر او آگاه بود ، مردم خود را جمع ساخت و دروازهاى حصار را ] « 4 » مضبوط گردانيد . و حاجى مولى با جماعت خود به كوشك لعل آمده بنديان را خلاص كرده با خود همراه گرفت و اسب و اسلحه و خزانه كه در آنجا بود همه را با مردمى كه به او گرويده بودند تقسيم نمود و علوى را كه او را شاه نيمه « 5 » گفتندى و از جانب مادر [ نسب او ] « 6 » به سلطان شمس الدّين مىرسيد ، به زور از خانه برآورده در كوشك لعل بر تخت نشاند و اكابر و صدور را به تعدّى طلبيده تكليف كرد كه به او بيعت نمايند . چون اين [ خبر ] « 7 » به سلطان رسيد فاش نكرده در گرفتن قلعه بيشتر جهد نمود و از جاى درنيامد . هفته‌اى بر اين نگذشته بود كه ملك حميد الدّين امير كوكه ، كه سردار بود ، با پسران خود ، كه به شجاعت مشهور بودند ، دروازهء بداؤن را گشاده از شهر برآمد و جمعى از سواران ظفر خان را كه از امروهه جهت عرض دادن آمده بودند با خود همراه گرفت و از دروازهء غزنين با جمعيّت تمام درآمده نزديك دروازهء نهند « 8 » در ميان ايشان و حاجى مولى « 9 » محاربه رفت . [ ملك حميد الدّين ] « 10 » امير كوكه از اسب فرود آمده به حاجى مولى درآويخت و او را از اسب [ 188 ] فروكشيده زير خود گرفت . با وجود آنكه كسان حاجى چندين تيغ و تير به جانب او انداخته زخمى كردند به آن ملتفت نشده تا مدّعى را نكشت نگذاشت . بعد از آن در كوشك لعل درآمدند و آن علوى را كه
هامش
( 1 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 2 ) . پت : بريدى . ( 3 ) . پت : بريدى . ( 4 ) . پ : ندارد ، از ش تكميل شد . ( 5 ) . م ، 1 / 188 . ن ، 1 / 107 : شاهنشه . ( 6 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد . ( 7 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد . ( 8 ) . ش : بهدر . ( 9 ) . ش : بهدر . ( 10 ) . پ . ش : « ملك حميد الدّين » ندارد ، از پت افزوده شد .