تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
درآمد مغول واقع است مثل ديپالپور و ملتان و سمانه مستحكم سازد و به سرانجام آن پردازد ، بعد از آن‌كه اين دو مهمّ صورت يابد سلطان را ميسّر است كه به خاطر جمع در دار الملك دهلى تمكّن نمايد و بنده‌هاى مخلص را با لشكرهاى مستعد به اطراف و اكناف تعيين فرمايد تا ايشان اقاليم دوردست را در قبضهء تصرّف درآرند و ، به اين تقريب ، نام جهانگيرى وصيت عالم ستانى خداوند جهان در آفاق انتشار يابد و آن وقتى ميسّر است كه سلطان از افراط شراب و دوام شكار و استغراق عيش دست باز دارد . » سلطان علاء الدّين چون كلمات مذكور را استماع نمود بر رأى صايب و حسن تدبير او تحسين‌ها كرد و آفرين‌ها گفت و جامه‌اى زردوزى كه به صورت شيرها مصوّر بود و كمربند قيمتى و ده هزار تنكه و دو اسب با زين و لجام مرصّع و دوده به انعام او مقرّر فرمود و امرايى كه در آن مجلس بودند از سخنان ملك علاء الملك خوشحال گشتند و هريك از ايشان چند هزار تنكه و دو اسب به علاء الملك فرستادند و بر حسن رأى او آفرين‌ها كردند . و در شهور سنهء تسع و تسعين و ستمائه [ 699 / 30 - 1299 م ] به موجب نصيحت علاء الملك در دفع رايان و زمين‌داران هندوستان ، عزيمت ملوكانه كار فرموده اوّل الغ خان ، حاكم سمانه ، و نصرت خان ، حاكم كرّه ، را به حضور طلبيده با لشكر بسيار بر سر قلعهء رنتهنبور ، كه نزديك دهلى بود ، و راى آنجا كمال استقلال و استيلا داشت نامزد فرمود و ايشان نخست قلعهء جهاين را گرفتند و بعد از آن به قلعهء مذكور رفته محاصره كردند . روزى نصرت خان نزديك حصار شده در باب سركوب اهتمام مىكرد . ناگاه ، سنگ مغربى « 1 » از درون حصار به او رسيده ، چنان آزار يافت كه بعد از دو سه روز حصن حصين مذكور را مسخّر و مفتوح ساخت و هميرديو ، راجهء رنتهنبور ، فرصت « 2 » يافته با دويست هزار سوار و پياده به مقابل آمد . الغ خان به
هامش
( 1 ) . م ، 1 / 185 . ن ، 1 / 106 : منجنيق . ( 2 ) . ش : فرجه .