تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
چيز پديد آمده مردم حيران شدند . سلطان علاء الدّين امرا و ملوك را طلبيده استعداد لشكر نمود و با آنكه بعضى امرا از جنگ صف منع مىكردند و زبونى لشكر هندوستان را به دلايل معروض مىداشتند كه كار جنگ خطرناك است و جنگ را دو سر است ، سلطان قبول آن نكرده مىگفت پادشاهى و از جنگ حذر كردن لايق به حال سلاطين نامدار نباشد . بيت
كسى كو كلاه كيان مىنهد « 1 » * سر خويش را در ميان مىنهد
شهر و خزاين و نگاهبانى حرم « 2 » به علاء الملك سپرد و غير از دروازهء [ 182 ] بداؤن همه را بسته با كوكبه و دبدبه پادشاهى به روايت صحيح با سه لك سوار و دو هزار و هفتصد فيل كارآمدنى از شهر بيرون آمده در ميدان كيلى « 3 » طرفين طبل جنگ زده صف‌ها آراستند . و در هندوستان بعد از ارتفاع رايات اسلام در هيچ عهدى و عصرى چنين دو لشكر عظيم در مقابل يكديگر نيامده بود و تا حال كه تاريخ هجرى به هزار و پانزده « 4 » [ 1015 ق ] رسيده است نيز چنين دو سپاه كينه‌خواه در برابر يكديگر صف‌آرايى نكرده‌اند . الغرض ، سلطان علاء الدّين به ترتيب سپاه پرداخته ميمنه را به ظفر خان ، كه از شجاعان روزگار و مبارزان كامكار بود و اقطاع سمانه و پنجاب و ملتان داشت ، بياراست و ميسره را به وجود برادر و برادرزن ، الغ خان و الپ خان « 5 » ، كه اعتضاد و استظهار او بودند ، محكم گردانيد و خود با ملك نصرت خان و دوازده هزار يكّه جوان و اعيان درگاه و بسيارى از فيلان مست آسمان شأن در قلب جاى گرفته هر يك از اعيان درگاه در جاى لايق بازداشت . ظفر خان افواج مغول را كه در مقابل او بودند به جملهء پيلان مست و ضرب شمشير آبدار زير و زبر گردانيده بر فوج‌هاى ديگر كه مواجه ديگران بودند نيز به تاخت برداشت و چندان از لشكر مغول به قتل
هامش
( 1 ) . پ : مىرود . ( 2 ) . پ : مردم . ( 3 ) . پت : ميان‌كيلى . ( 4 ) . پت : به اشتباه هزار و پانصد قيد كرده است . ( 5 ) . م ، 1 / 181 . ن ، 1 / 103 : به وجود برادران الماس بيگ الغ خان و ركن خان .
تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 361 | محمد رضا نصيرى / محمد قاسم هندو شاه استر آبادى