كشيد و اموال و حشم ايشان را متصرّف گشت . و آن دو شاهزادهء مظلوم را در قلعهء هانسى محبوس ساخته ، دو پسر اركلى خان را به شهادت رسانيد و ملك احمد چپ مكحول و حرمهاى سلطان جلال الدّين و حرمهاى پسران او را با ملكه جهان به دهلى آورده مقيّد داشتند .
و در سال دوم از جلوس ملك نصرت خان « 1 » وزارت يافت و ملك علاء الملك ، كه از كرّه با اموال و جواهر آنجاى به موجب طلب آمده بود ، به كوتوالى دهلى مقرّر گشت « 2 » . و نصرت خان در بازيافت اموالى كه سلطان علاء الدّين در اثناى راه و در ابتداى جلوس به واسطهء مصلحت كار بر امراى جلالى قسمت كرده بود شروع نموده ، مبالغ كلّى از اين وجه در خزانه درآورد .
و در همين سال ، داوود خان حاكم ماوراء النّهر ، به قصد تسخير پنجاب و ملتان و سند قريب صد هزار سوار « 3 » مغول نامزد ولايت هندوستان ساخت و آنها از آب سند گذشته در تاخت و تاراج و خرابى دقيقهاى نامرعى نگذاشتند . سلطان علاء الدّين از آن بغى خبر يافته الغ خان و ظفر خان را با سپاهى ظفرنشان به دفع ايشان نامزد كرد و در [ 180 ] حدود لاهور « 4 » به افواج مغول رسيده محاربهء صعب نمودند [ و ايشان را ] « 5 » بشكسته ده دوازده هزار مغول را علف تيغ گردانيدند و نيز امراى معتبر ايشان را زنده دستگير كرده به سياست و عقوبت تمام هلاك ساختند و سرهاى آن جماعت را با زن و فرزند مغولان كه اسير شده بودند به دهلى آوردند و به اين دو كار ، كه گرفتن اولاد و انصار جلالى و فتح مغول باشد ، شوكت و حشمت سلطان علاء الدّين در خاطرهها قرار گرفته « 6 » حكّام و ملوك اطراف از او حساب گرفتند و لشكرش به هر جانب كه رفت به فتح و ظفر اختصاص يافت . و سلطان علاء الدّين بعد از اين ،
هامش
( 1 ) . پ : نصرت .
( 2 ) . م ، 1 / 178 . ن ، 1 / 102 : از « و ملاك علاء الملك . . . دهلى مقرّر گشت » پس از « در خزانه درآورد » آمده است .
( 3 ) . ش : « سوار » ندارد .
( 4 ) . م ، همانجا . ن ، همانجا : لاهور و مرو .
( 5 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 6 ) . ش : داده .