ساخت و ملك فخر الدّين كوچى به دادبيگى مقرّر گشت و ظفر خان عارض ممالك شد و ملك ابو جلال الدّين « 1 » آخور بيگ و ملك برن ، نايب باربك « 2 » گرديد و ملك علاء الدّين ، عمّ ضياء برنى ، به اقطاع كرّه و اوده سرافراز گشت و ملك جونا نايب وكيل درگرديد و مؤيّد الملك ، پدر ضياء برنى ، نيابت و خواجگى قصبهء برن يافت و اوقاف بر اهل استحقاق مسلّم داشت و تمام حشم را ، وراى مواجب ، به شش ماهه انعام خوشدل ساخت . بعد از آن به موجب :
نظم
رخنهگر ملك سرافگنده به * لشكر بدعهد پراگنده به
سر نكشد شاخ نو از سروبن * تا نزنى گردن شاخ كهن
استيصال اولاد جلال الدّين را پيشنهاد همّت ساخت و الغ خان « 3 » و ظفر خان را چهل هزار سوار داده به تاريخ نوزدهم ذى الحجهء سال مذكور به جانب ملتان روانه كرد . ايشان به مقصد رسيده ملتان را محاصره نمودند و بعد از دو ماه مردم ملتان و لشكريان ترك رفاقت اركلى خان و سلطان ركن الدّين ابراهيم كرده به الغ خان و ظفر خان پيوستند [ و هردو برادر ] « 4 » مضطرب شده به وسيلهء شيخ ركن الدّين - قدّس سرّه - به عهد و پيمان « 5 » ملاقات الغ خان نمودند و او شرايط تعظيم به جاى آورده نزديك سراپردهء خود جاى داد و فتحنامه مصحوب مسرعان به دهلى فرستاد .
فتحنامه را در دهلى بر منبرها خواندند و قبّهها بستند و طبل شادى زدند و متعاقب آن الغ خان با پسران سلطان جلال الدّين و امرا و ملوك ايشان به جانب دهلى برگشت و در اثناى راه ملك نصرت خان كوتوال ، كه از دهلى نامزد شده بود ، به الغ خان رسيده در چشم پسران سلطان جلال الدّين و الغو خان « 6 » نواسهء چنگيز خان كه داماد سلطان جلال الدّين بود ، و ملك احمد چپ ، كه نايب امير حاجب شده بود ، ميل
هامش
( 1 ) . پ : اباجى جلال . ش : اپاجى جلال .
( 2 ) . پت : ملك بران نايب باربك وكيل درگرديد .
( 3 ) . م ، 1 / 177 . ن ، 1 / 102 : الماس بيگ الغ خان و ملك هژير الدّين ظفر خانى . الماس خان - الغ خان .
( 4 ) . پ : ندارد ، از ش افزوده شد .
( 5 ) . ش : امان .
( 6 ) . ش : « خان » ندارد .