واسطه بوده به نوعى سازد كه هميشه سازگارى در ميان باشد . ملك علاء الدّين جميع اشياى مذكوره را در كنار كشيده و اسيران را خلاص كرده ، روز بيست و پنجم از محاصره ، مظفّر و منصور و با جواهر و اموال موفور ، كه تا آن زمان در خزانهء سلاطين دهلى آن مقدار مال و جواهر جمع نشده بود ، روانهء كرّه گرديد . عارفان روشن ضمير كه بر كيفيّت احوال عالم اطّلاع دارند و بر كتب تواريخ اوّلين و آخرين مطّلع گرديدهاند مىدانند كه در جهان لطايف غيبى بىشمار است و در اين دير ششدر منصوبههاى غيرمكرّر مقبلان را بسيار روى نموده و مىنمايد ، ليكن چنين دولتى عظيم كه نصيب بندگان ملك علاء الدّين شده هيچ فردى از افراد انسانى را نصيب نشده و نخواهد شد . چه كه از كرّه تا ديوگير مسافت بسيار است و در آن مدّت چندين راجههاى قوى دست ، مثل راجهء مالوه و كوندواره « 1 » و خانديش و غيره ، بر سر راه واقع شده بودند از ميان همهء آنها گذشتن و به ديوگير رسيدن و از جانب غنيم « 2 » ، نمك به جاى غلّه به اندرون قلعه « 3 » كشيدن و نيز در اندك روز مال عالم به دست آوردن و از ميان ولايت چندين دشمن « 4 » با لشكر قليل سلامت بيرون آمدن و چندين هزار عقبات پس سركردن و در همان سال به پادشاهى سواد اعظم هندوستان رسيدن ، سهلكارى نيست .
و بيان رسيدن ملك علاء الدّين « 5 » به مرتبهء سلطنت دهلى آن است كه چون علاء الدّين به جانب ديوگير سوارى فرمود ، چندگاه خبر او منقطع شد ، امّا ملك علاء الملك نايب غيبت كرّه براى تسلّى سلطان مىنوشت كه ملك علاء الدّين به نهب و تاراج « 6 » ولايت چنديرى مشغول است و امروز و فردا عرضه داشت او به درگاه خواهد رسيد و سلطان بر اين تسلّى مىشد و با آنكه شش ماه عرايض او نرسيد اراجيف ياغىگرى او كه مقدمهء وقوع است ، در دهلى افتاد و سلطان
هامش
( 1 ) . ش : كندانه .
( 2 ) . ش : « از جانب غنيم » ندارد .
( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .
( 4 ) . ش : دشمنان .
( 5 ) . پ : علماء الملك . در صفحات بعد نيز چنين است .
( 6 ) . ش : « تاراج » ندارد .